اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٧٣
نموده است، كه ما به همان بسنده مىكنيم:
«وى به زهد و تقوا و ورع، از آنگاه كه كودكى بيش نبود، شناخته شده، و رهپيماى راه سعادت و نجات بود. او دائم الاشتغال به جهاد نفس و مراقبت از خويش بود. هرچه را كه از كشورهاى غير اسلامى بود، نمىخورد، نمىپوشيد و استفاده نمىكرد. حتى قلم و كاغذى را كه در ممالك غير مسلمان ساخته شده بود، به كار نمىبرد. از مشتبهات پرهيز مىكرد و در بسيارى از مباحات هم زهد مىورزيد. او غالبا، از خوراكىهاى لذيذ، لباسهاى زيبا و فرشهاى نرم و راحت دورى مىگزيد.
معمولا، خوراك ساده مىخورد و لباس درشت مىپوشيد و بر رختخوابى كه از برگ درختان خرما بافته شده بود، مىخوابيد. اما در مساجد و اماكنى كه پاكى و پاكيزگىشان را احراز مىنمود، عبايش را- از سر تواضع و فروتنى- پهن مىكرد و بر آن مىنشست. او هيچگاه به ظاهرش، رنگ و دوخت لباسش اعتنا نمىكرد و هيئت ظاهرىاش به فقيران و غريبان و بياباننشينان، شبيهتر بود. او اين كارها را عملا، براى مخالفت با نفسش و تواضع در برابر خدا و خلق و از روى دشمنى با ظاهرسازى، با محافظت بر آداب و مستحبات شرعى انجام مىداد و در عين حال، مواظب نظافت جسمش و پاكيزگى لباسهايش- در عين سادگى آنها- بود. او محاسنش را با حنا خضاب، و شارب و ناخنهايش را هماره كوتاه مىكرد. او در امر به معروف و نهى از منكر شديد بود و در راه خدا از سرزنش ملامتگران نمىهراسيد. در امر دين كوتاهى و سستى را نمىشناخت و خشنودى مردم را به خشم خدا- مطلقا- ترجيح نمىداد.
اما غيبت، بلكه سخن در غير شئون آخرت، در طول عمرش و مدت زندگىاش، كسى او را نشنيد. اگر سخن مىگفت، تنها از حديث و علم- و سخنانى كه ربطى به شئون دنيا نداشت- سخن مىگفت و اگر خلوت مىگزيد به تأليف، قرائت قرآن و ذكر، يا انديشه در آيندهاش مىگذرانيد.