اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٣
او خود مىنويسد:
«و اكثر استيناس حقير در اقتباس معارف و اسرار توحيد، با عالم ربانى حاج ملا فتحعلى سلطانآبادى [بود]».[١]
همچنين، معظم له درباره ميرزا حسين نورى گفت:
«و بالجمله در سامراء، معاشرت حقير در خلأ و ملأ با حضرت آخوند و حضرت حاجى ميرزا حسين نورى بود».[٢]
مهاجرت به نجف
پس از مدتى كه معظم له در سامراء به تحصيل علم مشغول بود، به اصرار آخوند ملا فتحعلى به نجف رفت. آخوند به او مىگفت:
«تو اهل تحصيلى، اينجا درس قائم به شخص واحد (ميرزاى شيرازى) است و حال او هم به اين نحو است كه مىبينى. يعنى، غالبا تعطيل است، به جهت كثرت مشاغل و رياست و ضعف حال. خوب است به نجف بروى».[٣]
معظم له در نجف اشرف، به حكم استخاره و مشورت، به مدت هفت سال در درس فقه و اصول آيت اللّه ميرزا حبيب اللّه رشتى (د. ١٣١٢ ه. ق) حاضر شد، و تقريرات آن را به طور دقيق و مرتب به نام تنقيح الاصول نگاشت. علاوه بر آن، وى به درس علامه شيخ راضى نجفى هم شركت كرد و بهرههاى فراوان برد. وى در آن زمان با آخوند خراسانى، صاحب كفاية الاصول، مطارحات و مباحثات فراوانى داشت؛ چنانكه در اينباره نوشته است:
«اكثر مسائل فوائد ايشان، فوائد الاصول، كه ملحق به حاشيه ايشان
[١]. روضاتى، زندگانى آيت اللّه چهارسوقى، ص ١٩٣.
[٢]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج ٢، ص ٣٥.
[٣]. همان.