شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٣٢ - عقيده مصنف در باب دلالت اخبار
عقيده مصنف در باب دلالت اخبار
به عقيده مصنف، بحث كامل در اطراف اين مسئله و بررسى تمام ابعاد مطلب و طرح همه تفاصيل و انظار در اين باب اولا ما را از مقصد اصلى كه بيان قول حق است دور مىسازد و ثانيا مبحث به درازا مىكشد و با مبناى كتاب كه بنا را بر اختصار گذارده جور درنمىآيد و لذا بهتر اين است كه تنها قول مختار خويش را بهطور مستوفى تبيين كنيم.
قبل از ورود در اصل بحث سه مطلب مهم را بهعنوان مقدمه ذكر كنيم:
مطلب اول: هنگامى كه ما اخبار باب را محاسبه مىكنيم به وضوح مشاهده مىكنيم كه نهى لا تنقض به خود يقين اسناد داده شده و اين احاديث ما را از نقض خود يقين نهى كردهاند نه از نقض متيقّن، تعبير اين است كه: لا تنقض اليقين بالشك نه اينكه لا تنقض المتيقن بالشك، و ظاهر روايات هم اين است كه: يقين بهعنوان اينكه يقين است امرى مبرم و مستحكم است و شك بما هو شك امرى موهون و متزلزل است و امر غير مبرم صلاحيت ندارد كه ناقض يك امر مبرم باشد خوشبختانه قرائنى هم وجود دارد مبنى بر اينكه مراد معصوم عليه السّلام همين ظاهر كلام است نه اينكه مراد نقض متيقّن باشد و آن قرائن عبارتاند از:
١. در بعضى روايات تعبير كرده به لا ينبغى كه معنايش اين است: اساسا سزاوار نيست يقين با شك نقض شود شك را چه به يقين.
٢. در بعضى احاديث تصريح كرده به اينكه اصلا يقين نابود نشده، بلكه باقى است مثل حديث اول زراره كه مىگفت و الا فانه على يقين من وضوئه يعنى چيزى كه ناقض وضو باشد محقق نشده تنها يك شكى محقق شده كه آنهم صلاحيت ناقضيت ندارد، پس يقين هست. اگر هست، پس بايد بدان عمل شود.
٣. به خصوص كه در روايات يقين را در مقابل شك قرار داده و فرموده: شك ناقض يقين نيست يا فرموده: يقين را با شك نقض نكن و پرواضح است كه مراد از شك خود شك است نه شىء مشكوك، چون شىء مشكوك همان عدالت زيد است مثلا و معنا ندارد كه عدالت زيد ناقض عدالت زيد باشد، بلكه شك است كه احتمال