شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٩٠ - امكان نسخ قرآن
بر سه قسم است:
١.خارجيه،
٢.حقيقيه،
٣.ذهنيه.
خارجيه عبارت است از قضيهاى كه حكم در آن بر افرادى كه در خارج بالفعل موجودند بار شده به عبارت ديگر موضوع آن موجود خارجى بالفعل است مثل:كل من فى العسكر قتل،كل ما فى الصندوق نهب و...ذهنيه عبارت است از قضيهاى كه حكم در آن تنها بر افراد موجود در ذهن مترتب شده؛يعنى موضوع آن موجود ذهنى بالفعل است و تحقق آن در خارج مستحيل است مثل:الانسان نوع،الانسان كلى، شريك البارى ممتنع،و...حقيقيه عبارت است از قضيهاى كه حكم در آن بر موضوع مفروض الوجود مترتب شده اعم از اينكه افراد آن بالفعل در خارج موجود باشند و يا در آينده موجود شوند مثل:كل انسان حيوان اى كل ما وجد فى الخارج و صدق عليه الانسان صدق عليه الحيوان.با حفظ اين مقدمه مىگوييم:قضاياى شرعيه كه موضوعشان فعلى از افعال اختياريه مكلفين و محمول آنها حكمى از احكام شرعيه است از نوع قضاياى حقيقيهاند و نه از نوع قضاياى خارجيه و در قضاياى حقيقيه فرقى ندارد كه موضوع آن در خارج بالفعل موجود باشد و يا نباشد،بلكه قوام حكم به فرض وجود موضوع است.مثلا:شارع كه مىگويد:الخمر حرام معنايش اين نيست كه در خارج هم بالفعل خمرى وجود دارد كه حكم حرمت برآن مترتب مىشود، بلكه معنايش آن است كه خمر در هر زمانى كه فرض وجودش در خارج شود محكوم به حرمت است خواه بالفعل خمرى باشد يا خير و وقتى قوام قضيه حقيقيه به فرض وجود موضوع شد مىگوييم تا مادامىكه مولا فرض وجود موضوع را مىكند آن حكم هم براى موضوع ثابت است و اگر بخواهد اين حكم را نسخ كند فرض وجود موضوع را نمىكند وقتى كه فرض نكرد موضوع قضيه شرعيه منتفى است موضوع كه منتفى شد حكم هم منتفى خواهد شد؛زيرا موضوع نسبت به حكم همانند علت نسبت به معلول است كه با نبود علت معلول هم نابود مىشود و هذا هو معنى النسخ.