شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٨٧ - حقيقت نسخ
حكيم،و منها:الشيخ و الشيخة فارجموهما البتة بما قضيا من اللّذة،و منها ان الشيخ و الشيخة اذا زنيا فارجموهما البتة».حال اهل سنّت مدعى هستند كه آيه رجم در قرآن بوده،سپس اين آيه تلاوتش نسخ شد،ولى حكم آنكه رجم و سنگسار كردن است باقى ماند.
٣.نسخ التلاوة و الحكم باهم مانند آنچه عايشه نقل شده،صاحب البيان(در ص ٢٢٣،حديث دهم)مىگويد:«روى عمر عن عائشة انها قالت:كان فيما انزل من القرآن(عشر رضعات معلومات يحرمن)ثم نسخن ب(خمس معلومات)فتوفى رسول اللّه و هن فيما يقرأ من القرآن».
حال كه نسخ سه قسم شد مىگوييم:قسم اول از نسخ را مشهور علماى اسلام اعم از شيعه و سنى قبول دارند،ولى قسم دوم و سوم مورد نزاع است،بسيارى از عامه مىگويند نسخ تلاوت را هم در قرآن داريم و به موارد مذكور استناد مىكنند ولى علماى شيعه نسخ تلاوت را منكرند چون عقيده دارند كه نسخ تلاوت بايد با يك دليل قطعى ثابت شود وگرنه به تحريف بازمىگردد؛يعنى برگشت به اين دارد كه بگوييم آيهاى از آيات قرآن كم شده كه همان تحريف به نقصان است و دليل قاطعى برآن نداريم،آرى،برخى از آيات قرآن مشعر به وقوع نسخ تلاوت هستند،ولى نص و يا ظاهر در اين معنا نيستند،بلكه حد اكثر دلالت بر امكان آن دارند و نه وقوع و آن آيات عبارتاند از:
١.سوره نحل آيه ١٠١: وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آيَةً مَكٰانَ آيَةٍ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا يُنَزِّلُ قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ؛ ترجمه:هنگامى كه آيهاى را به جاى آيۀ ديگر بگذاريم و تغيير و تحولى حاصل شود آنان مىگويند تو افترا مىبندى درحالىكه خدا بهتر مىداند و اكثر آنان از حقيقت به دورند.
٢.سوره بقره آيه ١٠٦: مٰا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهٰا أَوْ مِثْلِهٰا؛ ترجمه:چنانچه اراده كنيم كه آيهاى را نسخ نموده و يا به فراموشى بسپاريم بهتر از آن و يا همانند آن را جايگزين مىسازيم،از اين دو آيه استفاده مىشود كه نسخ تلاوت ممكن بوده و تالى فاسدى ندارد،ولى استفاده نمىشود كه حتما در خارج هم نسخ