شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٣٢ - تمهيد
٢.چرا كلمه تعادل به صورت مفرد،ولى كلمۀ تراجيح به صورت جمع استعمال شده؟علت امر آن است كه تعادل تنها در يك صورت تحقق مىيابد و آن در صورتى است كه دليلين متعارضين از جميع جهات ترجيح،برابر و هموزن باشند،ولى تراجيح به صورت جمع استعمال شده به دليل اينكه مرجحات يك دليل بر دليل ديگر فراوان است گاهى ممكن است مرجح،سندى باشد و گاهى ممكن است مرجح دلالى باشد و گاهى مرجح جهتى و...فلذا مرجحات فراوان است و بجاست كه كلمه تراجيح به صورت جمع استعمال شود.
٣.مشهور اصوليين تا زمان آخوند خراسانى مسئله مورد بحث را به عنوان:التعادل و التراجيح عنوان مىكردند،ولى جناب آخوند صاحب كفايه عنوان بحث را عوض كرده و فرموده است:«تعارض الأدلة».
مصنف گفته است كه به نظر من تعبير آخوند مناسبتر از تعبير مشهور است؛به دليل اينكه تعادل و تراجيح از عوارض تعارض الأدلة است به اين معنا كه وقتى دو دليل متعارض شدند يا اين است كه هر دو تا متعادل خواهند بود و يا احد الدليلين بر ديگرى رجحان پيدا خواهد كرد پس عنوان تعارض الأدلة مقسم است براى دو قسم متعادلين و متراجحين و تعبير به عنوان جامع و مقسم در عنوان مبحث اولى و انسب است نظير اينكه در فقه مىگوييم:فصل فى المياه الماء اما مطلق و اما مضاف،يا در منطق مىگوييم:فصل فى المعرف،المعرف اما حد و اما رسم،يا در علم نحو مىگوييد:فصل فى الاسم،الاسم اما معرب و اما مبنى و...
سؤال:اگر تعبير آخوند انسب است چرا مشهور علما و از جمله خود مصنف مسئله را به اين عنوان معنون نكردهاند و گفتهاند التعادل و التراجيح؟
جواب:براى اينكه غرض اصلى اصوليين از اين بحث معرفت و شناخت كيفيت عمل به ادلۀ متعارضه در حالت تعادل و تراجيح است؛يعنى اگر متعارضين،متعادلين بود وظيفه چيست؟اگر يكى بر ديگرى رجحان داشت وظيفه چيست؟و لذا چون هدف اصل اين بوده مشهور از اول همين تعبير را مطرح ساختهاند.
٤.مشهور اصوليين از جمله صاحب معالم و شيخ انصارى مبحث تعادل و تراجيح