شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٤٦ - ٤- تعادل و تراجيح در دو دليل متزاحم
واجب است كل ذلك مما لا ريب فيه.
مثال:فرض كنيد دو نفر مجتهد كه از تمام جهات و امتيازات شرعيه با يكديگر برابرند هر دو در شط فرات در حال غرق شدن هستند و جنابعالى قدرت بر شنا دارى بر شما واجب است كه اين دو انسان غريق را نجات دهى،ولى قدرت بر انقاذ هر دو ندارى و امتيازى هم در يكى از آن دو نيست و لذا عقل مىگويد:شما آزادى هريك را كه خواستى نجات دهى و ديگرى را به حال خود رها كنى.
مقام دوم:دو حكم متزاحمى كه يكى بر ديگرى رجحان دارد و يا مرجحات باب تزاحم.
جناب مصنف به شش امر از مرجحات باب تزاحم اشاره مىكنند كه تمامى اين مرجحات به يك امر برمىگردد و آن اينكه يكى از اين دو حكم در نظر شارع از حكم ديگر اهم است و هريك اهم باشد همان ارجح است و بر حكم ديگر مقدم مىشود و به درجه فعليت مىرسد منتهى سرچشمههاى اهميت گوناگون است پس ناچاريم در رابطه با هريك جداگانه بحث كنيم:به نظر ما جهات ترجيح شش امر است كه عبارتاند از:
١.دو واجب با يكديگر تزاحم پيدا كرده،ولى يكى از آن دو بدل و جانشين دارد و آن ديگرى بىبدل است؛يعنى فقط بايد خود او را انجام داد و هيچ امر ديگرى جاى او را نمىتواند بگيرد،و آنكه بدل دارد و يا داراى بدل اختيارى است و يا اضطرارى هريك كه باشد فرقى ندارد در اينكه واجب بىبدل مهمتر است و بر واجب با بدل عند التزاحم مقدم مىشود مثال براى بدل اختيارى:مكلف نذر نموده كه معينا در روز شنبه از اول ماه شعبان مسافرت كند از طرفى هم صوم به عنوان يكى از خصال كفاره بر وى واجب شده در اينجا مسافرت روز شنبه بدل ندارد،ولى صوم كفارهاى بدل دارد كه اطعام ستين مسكين و يا عتق رقبه باشد،مسافرت منذور مقدم است و فعلى، مثال براى بدل اضطرارى:فرض كنيد مكلف در وسط بيان قرار دارد و مقدار قليلى آب در اختيار اوست حال امر داير است كه اين آب را در تطهير بدن استعمال كند و بهجاى وضو كه واجب مقدمى است تيمم بگيرد و يا آب را در ساختن وضو مصرف