شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٤ - ٧- حجيت علم ذاتى است
مورد بحث ما طريقيت و انكشاف عين علم است و انفكاكش از علم ممتنع است به دليل اينكه ثبوت الشىء لنفسه ضرورى و سلب الشىء عن نفسه محال و با آمدن علم انكشاف هم آمده ديگر معقول نيست كه جاعلى طريقيت را براى علم جعل نمايد.
بر مبناى آخوند:بر اين مبنى هم طريقيت از لوازم ذات قطع است از قبيل زوجيت و اربعه،فرديت و ثلاثه و...و لوازم ذات نيز مثل ذاتيات مجعول به جعل اصل الذات هستند و جعل مستقلى ندارند آرى،مجعول به جعل بسيط هستند،ولى آن از مورد بحث خارج است،ولى محال است جعل تأليفى پيدا كنند به همان دليل كه ذكر شد كه سلب لوازم الذات عن الذات مستحيل و ثبوتها للذات ضرورى.
بخش سلبى:اولا هنگامى كه جعل طريقيت براى قطع محال شد،سلب طريقيت هم از قطع محال خواهد بود به دليل اينكه همان گونه كه جعل الذات للذات كه بگويد:
جعلت الانسان انسانا و جعل ذاتيات للذات كه بگويد:جعل الانسان حيوانا ناطقا و جعل لوازم ذات للذات كه بگويد:جعلت الانسان ممكنا او شيئا يا جعلت الأربعة زوجا و...به جعل تأليفى محال است همچنين سلب الذات عن الذات كه بگوييم:
الانسان لبس بانسان يا سلب ذاتيات از ذات كه بگوييم:الانسان ليس بحيوان ناطق و سلب لوازم ذات از خود ذات كه بگوييم الانسان ليس ممكنا و الأربعة ليس بزوج و...
نيز به سلب تأليفى محال است؛زيرا مستلزم سلب الشىء عن نفسه است به عقيدۀ مصنف و مستلزم سلب لوازمات الذات عن الذات است به عقيدۀ آخوند و هر دو از محالات عقليۀ بديهيه هستند.
تا به حال مىگفتيم:سلب تأليفى هم مثل جعل تأليفى محال است،حال مىخواهيم ترقى نموده و ادعا كنيم كه اساسا استحاله جعل تأليفى در اين مقام مبتنى بر استحاله سلب تأليفى است؛يعنى در مرحلۀ اول سلب تأليفى در ذات و ذاتيات و لوازم ذات محال است؛زيرا مستلزم تفكيك بين الشىء و نفسه و يا بين الشىء و لوازمه است و در مرتبه ثانيه جعل تأليفى هم در اين امور مستحيل است؛زيرا جعل تأليفى در محدودهاى است كه انفكاك بين المجعول و المجعول له ممكن باشد و در اينجا انفكاك مستحيل است پس جعل مستحيل است،پس استحاله جعل پس از