شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٢٦ - تنبيه استحسان و مصالح مرسله و سد ذرايع
اماميه،شافعيه و ظاهريه مخالف بوده و اين منبع را قبول ندارند و امام محمّد بن ادريس شافعى گفته من استحسن فقد شرع.
معناى استحسان:استحسان معناى ظاهرى آن انتخاب راه حل نيكوتر است.به قول قرآن: فَبَشِّرْ عِبٰادِ^ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ و از سوى علماى طرفدار استحسان تعاريف گوناگونى شده است.يكى از آنها،تعريف ابو الحسن كرخى(از ائمه مذهب حنفى)است:«الاستحسان هو قطع المسألة عن نظائرها و العدول بالمسألة عن حكم نظائرها الى حكم آخر لوجه اقوى يقتضى هذا العدول».
طبق اين تعريف استحسان برعكس قياس است چون قياس سبب مىشود كه مسألۀ غير منصوص را به خاطر شباهتهايى كه با منصوص دارد به آن ملحق كنيم، ولى استحسان سبب مىشود كه مسألهاى را از مسائل مشابهش به خاطر ويژگىهايى كه دارد جدا سازيم و در مورد آن از قياس بپرهيزيم.
مثال:شخص امينى اگر در حفظ امانت كوتاهى نكند و در اثر حوادث ارضى و سمائى آن وديعه تلف شود ضامن نيست(حكم منصوص)سپس امور ديگرى را كه شبيه به وديعه بوده به آن قياس كردهاند مثلا گفتهاند:اعيان مورد اجاره و نيز مال الشركه كه به دست مستاجر يا شريك است اگر تعدى و تفريطى در كار نباشد ضمان ندارد،ولى اگر در دست ارباب حرف و صاحبان صنايع و خدمات مورد نياز مردم مال غير تلف شود او ضامن است مثل خياط،تعميركننده،رنگرز و...و لو تعدى و تفريط نكرده باشد دليل اين امر استحسان است كه اگر بخواهيم قياس را به اينجا تعميم دهيم اموال مردم به خطر مىافتد؛زيرا صاحبان حرف براى جلب منافع بيشتر بيش از استعداد و توانايى خود اموال مردم را مىپذيرند و از عهدۀ خدمات لازم و دقت در عمل يا حفظ كافى آن برنمىآيند و اموال مردم به خطر مىافتد پس بهتر اين است كه در اين مورد خاص قياس را كنار بگذاريم و حكم به ضامن بودن كنيم تا اموال مردم حفظ شود.
اقسام استحسان:اهل سنّت براى استحسان دو قسم ذكر كردهاند و بعضىها دو قسم ديگر هم افزودهاند كه جمعا چهار قسم مىشود.