شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٢٤ - قياس اولويت
٥.مولايى به عبدش مىگويد:اكرم خادم العالم،اين كلام بالمطابقه دلالت مىكند بر وجوب اكرام خادم عالم و بالمفهوم الموافقة يا بالأولوية القطعيه دلالت مىكند بر وجوب اكرام خود عالم چون اكرام خادم عالم به واسطۀ انتساب او به عالم است وگرنه خود او محلى از اعراب ندارد.
بعد از بيان اين امثله نتيجهگيرى مىكنيم و آن اينكه قياس اولويت در حقيقت همان مفهوم موافقت كلام است كه به دلالت لفظيه التزاميه از كلام فهميده مىشود و دلالت التزاميه هم از جملۀ ظواهر است و ظواهر هم حجيتشان طبق بناى قطعيه عقلاييه است چه دلالت مطابقى و چه التزامى و ربطى به باب قياس ندارد تا شما بگوييد اين نوع دلالت هم قياس است،ولى حكما مستثنى است اگرچه شبيه قياس است و لذا همان گونه كه از قول علامه در معالم ذكر كرديم،نامش را قياس اولويت يا قياس جلى گذاشتهاند.
بحث چهارم:قياس اولويت دو نوع است:
١.گاهى اين اولويت از نفس خطاب شارع استفاده مىشود و خطاب متكلم به اولويت قطعيه برآن دلالت مىكند و عرف اين معنا را از اين خطاب مىفهمد اين قسم از قياس اولويت معتبر است و در واقع قياس نيست كما ذكرنا،مثل مثالهاى مذكور.
٢.و گاهى اين اولويت از نفس خطاب فهميده نمىشود،بلكه يك اولويت ظنيهاى است كه انسان به عقل حسابگر خود به آن رسيده براساس استحسان يا قياس نظير آنچه كه براى ابان بن تغلب پيش آمد،ابان از شاگردان به نام امام صادق عليه السّلام است و كسى است كه امام عليه السّلام به او مىفرمايد:هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و يده،ولى با اين حال در عراق كه مركز حاكميت اصحاب الرأى و اهل قياس،يعنى ابو حنيفه و اتباع او باشند زندگى مىكند و لذا در يك سفر كه به مدينه خدمت امام صادق عليه السّلام مشرف شده از امام مىپرسد:يا بن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردى انگشتى از انگشتان دست يك زن را قطع نموده؛ ديه آن چه مقدار است؟امام عليه السّلام فرمود:١٠ شتر.ابان پرسيد اگر دو انگشت زن را قطع كند چه قدر؟امام فرمود:٢٠ شتر.ابان پرسيد:اگر سه انگشت را قطع كند؟امام فرمود:
٣٠ شتر.ابان پرسيد:اگر چهار انگشت قطع كند؟امام فرمود:٢٠ شتر.ابان گفت: