شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٩٠ - ١- تعريف قياس
١.تعريف قياس
گفتيم درباره قياس چهار مبحث مورد بحث است.اولين مبحث دربارۀ تعريف قياس است.قياس در لغت عرب،به معناى تقدير و اندازهگيرى آمده است.عرب مىگويد:
قسمت الثوب بالذراع،يعنى پارچه را با ذراع اندازهگيرى نموديم و به معناى حكم به تسويه و مساوى بودن نيز آمده است.عرب مىگويد:لا يقاس فلان بفلان فى ضماله و حسبه و نسبه اى لا يحكم بمساواتهما،يعنى فلانى با فلانى در مال و حسب و نسب مساوى نيستند و نمىتوان اين را به آن قياس نمود.
و اما در اصطلاح اصوليين براى قياس تعاريف گوناگونى خاصه و عامه ذكر فرمودهاند كه قريب پانزده تعريف مرحوم آية اللّه مجاهد سيد محمّد طباطبايى در كتاب شريف مفاتيح الاصول(ص ٦٥٨ و ٦٥٩ذكر فرموده است،يكى از آن تعريفات تعريف مرحوم صاحب وافيه است كه جناب مظفر مىفرمايد به نظر من بهترين تعريفات است و آن عبارت است از اينكه«القياس اثبات حكم فى محل بعلة لثبوته فى محل آخر بتلك العلة»؛ترجمه:«قياس عبارت است از ثابت نمودن شخص قايس حكم شرعى را در يك موضوعى به واسطه يك علت و فلسفهاى به خاطر ثبوت آن حكم در موضوع ديگرى بهواسطه همان علت»؛يعنى اينكه حكمى از سوى شارع براى موضوع خاصى بهطور قطع ثابت شده است.مثلا حرمت براى خمر ثابت شده، سپس قايس مىآيد علت و فلسفۀ اين حكم را پيدا مىكند كه مثلا اسكار باشد بعد مىگويد همين علت در موضوع ديگر هم كه مثلا فقاع باشد وجود دارد،پس او نيز بايد داراى اين حكم باشد،يعنى حرام باشد و از اين طريق نتيجه مىگيرد كه پس فقاع هم مثل خمر در واقع حرام است.
تجزيه و تحليل حقيقت قياس:قياس در حقيقت يك نوع فعاليت و تلاش ذهنى است كه آقاى قايس انجام مىدهد در تشريح حقيقت قياس چهار عبارت به كار مىبريم كه همۀ آنها اشاره به يك معنا دارد:
عباراتنا شتى و حسنك واحد و كل الى ذاك الجمال يشير
١.حقيقت قياس عبارت است از حمل نمودن قايس فرع را(فقاع)بر اصل(خمر)