شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٩ - ٧- حجيت علم ذاتى است
ممكنات اصل هستى و همۀ كمالات وجودى را از واجب الوجود مىگيرند،ولى واجب الوجود خود سرچشمه وجود و كمالات است و ذاتا مستجمع جميع صفات كماليه است همچنين امارات ظنيه هم ارزش ذاتى نداشته،بلكه تمام ارزش خود را از علم مىگيرند و اگر پشتوانه يقينى نداشته باشند ارزشى ندارند،ولى ارزش خود علم ذاتى اوست.
حجيت:منظور از حجيت چيست؟مرحوم شيخ انصارى در آغاز كتاب رسائل دو جمله دارند.در جمله اول مىفرمايند:«لا اشكال فى وجوب متابعة القطع و الاخذ به ما دام موجودا»؛يعنى به حكم عقل قطعى هيچگونه ترديدى نيست در وجوب متابعت قطع مادامىكه قطع موجود است.و در جمله دوم مىفرمايند:«لانه بنفسه طريق الى الواقع و ليست طريقته مجعولة للشارع»؛يعنى دليل بر اينكه عقلا متابعت قطع واجب شده آن است كه قطع فى ذاته كاشف از واقع است و واقع را صددرصد نشان مىدهد و پس از مشاهدۀ واقع كما هو عليه ديگر حالت منتظرهاى در كار نيست كه آيا از شارع بيانى مىرسد مبنى بر وجوب متابعت يا خير،بلكه اساسا اين امر قابل جعل به جعل مولوى نيست،حال در اين دو جمله دو كلمه وجود دارد كه مورد مشاجره علماى بعدى واقع شده است:
١.متابعة القطع واجبة؛
٢.القطع طريق الى الواقع.
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه وقتى مىگوييم:حجيت قطع ذاتى اوست آيا مراد اين است كه وجوب متابعت قطع ذاتى اوست؟يا مراد اين است كه طريقيت قطع بالنسبه به واقع ذاتى آن است؟
مصنف مىفرمايند:اين پرسش در رابطه با قطع ناشى شده از مقايسۀ قطع با ظن.
بيان ذلك:در باب ظن دو مقام از بحث موجود است:
١.طريقيه الظن كه وقتى مىگوييم:حجيه الظن مجعوله مقصود اين است كه طريقيت ظن مجعول به جعل شارع است نه اينكه ذاتى ظن باشد؛زيرا در باب ظن احتمال خلاف وجود دارد لذا كاشفيت او از واقع تام نيست و عقل ما را ملزم به