شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٥٨ - ه حجيت ظواهر كتاب
٢.دستۀ دوم رواياتى كه ما را تشويق مىكند به اخذ و رجوع به كتاب اللّه و مجوز اين معناست نظير حديث زرارة دربارۀ مسح سر يا روايت وضوء جبيرهاى كه ذكر شد اين دو دسته به حسب ظاهر متعارضاند مقتضاى جمع بين اين دو دسته آن است كه طايفه اولى را حمل كنيم بر اخذ به ظواهر پيش از فحص و ياس و به عبارت ديگر، پيش از مراجعه به روايات و ساير آيات از پيش خود و آنچه به رأى ما مىرسد طبق آن تفسير كنيم و طايفه ثانيه را حمل مىكنيم بر اخذ به ظواهر بعد الفحص و الياس پس اخذ به ظاهر بعد الفحص اشكالى ندارد.آرى،قبل الفحص و الياس حق نداريم شتابزده اخذ به ظاهر كنيم چنانكه شواهدى هم بر اين امر داريم.
يكى اينكه در ذيل برخى از همين روايات دارد كه در قرآن ناسخ و منسوخ وجود دارد،عام و خاص،مطلق و مقيد وجود دارد لذا حق نداريم به مجرد برخورد به يك عام قرآنى طبق ظاهر آن عمل كنيم چون شايد تخصيص خورده باشد و كذا المطلق شايد تقييد خورده باشد فيجب الفحص و پس از فحص اگر ياس حاصل شد آنگاه اخذ به ظاهر بىاشكال است.
شاهد ديگر اينكه همه مىدانيم قرآن داراى مضامين بلند و معارف عميق است كه اكثر مردم از نيل به آن عاجزند به قسمتى از آنها تنها اهل الذكر،يعنى معصومين عليهم السّلام مىرسند و قسمتى را علما هم به آن دسترسى دارند و براى بسيارى از مفسرين معانى بلند قرآن در اصول تاريخ پوشيده مانده و هر روز كه علم و دانش بشرى پيشرفت بيشترى پيدا مىكند اين نكتههاى دقيق تدريجا هويدا مىشود و پرده از روى آنها كنار مىرود با اينهمه چگونه مىتوان اخذ به ظواهر كرد بدون فحص و ياس.
و التحقيق،آيات قرآنيه چندين شعبه است:
١.برخى از آيات به نص قرآن جزء متشابهات است.
٢.برخى ديگر،من وجه از محكمات و من وجه از متشابهات و مجملات است.
٣.برخى از آيات هم من جميع الجهات جزء محكمات است.محكمات هم باز شعبى دارد:
الف.برخى از آيات محكمات جزء نصوص قرآن است.