شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٩ - د حجيت ظهور براى غير مقصودين بالتفهيم
اختاره من التفصيل.
اقول:محققين از دانشمندان اصولى پس از ميرزاى قمى بر اين سخن اعتراض نموده و آن را مورد مناقشه قرار دادهاند.به اعتقاد جناب مظفر،دو اشكال بر ميرزا وارد است:
اشكال اول:به ميرزا عرض مىكنيم:مقصود شما از اينكه ظواهر نسبت به غير مقصودين بالافهام حجيت ندارد چيست؟سه احتمال وجود دارد:
١.منظور اين باشد كه اين كلام نسبت به ديگران ذاتا اجمال دارد لذا حجت نيست و فقط براى مقصودين بالافهام ظهور دارد و لذا حجيت هم دارد،اگر مرادتان اين باشد فهذا امر يكذبه الوجدان؛زيرا اگر كلام فى نفسه مجمل باشد براى همه اجمال دارد و اگر فى نفسه مبين است و ظاهر،براى همه ظاهر است.
٢.منظور اين باشد كه اين كلام براى همۀ عقلا ظهور دارد منتهى عقلاى عالم نسبت به مقصودين بالافهام احتمال وجود قرينه را الغا مىكنند و لذا ظاهر نسبت به آنها حجت است،ولى نسبت به غير مقصودين چنين بنايى از عقلا به ثبت نرسيده و لذا نسبت به ديگران اين ظاهر حجت نيست،اگر مرادتان اين است فهى دعوى بلادليل،بلكه قضيه برعكس است ما وقتى به بناى عرف مراجعه مىكنيم عملا مشاهده مىكنيم كه عقلاى عالم نسبت به همگان اين احتمالات را الغا مىكنند.(فاذا وقع المكتوب الموجه من شخص الى شخص بيد ثالث فلا يتامل فى استخراج مرادات المتكلم من الخطاب المتوجه الى المكتوب اليه فاذا فرضنا اشتراك هذا الثالث مع المكتوب اليه فيما اراد المولى منهم فلا يجوز له الاعتذار فى ترك الامتثال بعدم الاطلاع على مراد المولى و هذا واضح لمن راجع الى الامثلة العرفية).
٣.منظور اين باشد كه عقلا ممكن است كه قرينۀ خفيهاى بوده كه بين متكلم و مقصود بالافهام معهود و معروف بوده و متكلم حكيم بر وجود آن قرينه اتكال نموده و بدينوسيله مخاطب مراد او را فهميده اما براى ديگران دسترسى به آن قرينه ممكن نيست و لذا حق ندارند به ظاهر كلامش اخذ كنند و اعتماد بر قرينۀ خفيه هم با حكمت مولا منافاتى ندارد و نقض غرض هم نيست چون آنكه مقصود بالافهام بوده مراد