شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٨ - د حجيت ظهور براى غير مقصودين بالتفهيم
اختصاص به مقصودين بالافهام دارد و يا شامل غير مقصودين بالتفهيم نيز مىگردد؟ ميرزاى قمى در قوانين الاصول(ج ١،ص ٣٩٨ و ٤٠٣تفصيل داده و فرموده است:
ظواهر نسبت به مقصودين بالافهام حجيت دارند،ولى نسبت به غير مقصودين حجت نيستند حاصل كلام ميرزاى قمى با استفاده از بيانات ميرزاى نايينى در فوائد الاصول(ج ٣ و ٤،ص ٤٨و با استفاده از بيانات مرحوم مظفر اين است كه گاهى غرض از كلام افهام همگان است؛يعنى هركسى كه اين مكتوبه به دست او برسد و يا اين صدا به گوش او برسد بدون اينكه مختص به شخص خاصى باشد همانند كتابهاى علمىاى كه دانشمندان مىنويسند كه فرد يا گروه خاصى مد نظر او نيست بلكه وى يك مطلب علمى را بازگو مىكند و به دست هركسى برسد او از اين كلام مراد را مىفهمد و نظام علم بر همين امر استوار است فى المثل ما الآن مىنشينيم و قضاوت مىكنيم كه فلان دانشمند در هزاران سال پيش چنين نظريهاى داده و يا در فلان تاريخ چنين حادثۀ شگفتى تحقق يافته در اين صورت لا اشكال فى اعتبار الظواهر فى مثل ذلك و عليه جرت طريقة العرف و العقلاء.
و گاهى غرض از كلام افهام فرد يا گروه خاصى است اينجا ميرزاى قمى فرموده ظاهر كلام نسبت به غير مقصودين بالافهام حجيت ندارد و جناب ميرزا دو مثال هم آورده است:
الف.خطابات قرآن به نسبت به ما و امثال ما كه در آن عصر موجود نبوديم،فرموده خطابات قرآن خطاب شفاهى است و مختص به موجودين است و مقصود بالافهام آنها بودهاند پس ما نمىتوانيم به ظاهر قرآن اخذ كنيم.
ب.احاديثى كه به صورت سؤال و جواب وارد شده كه سائل از معصوم مىپرسد و او جواب مىدهد(بخش عظيمى از روايات از اين قرار است)در اينجا هم فقط سائل حق دارد به ظاهر جواب اخذ كند چون مقصود بالافهام او بوده و اما ديگران پس حق ندارند به ظاهر تمسك كنند(لاحتمال أن تكون بين السائل و المجيب قرينة حالية او مقالية سابقة الذكر او لا حقة الذكر معهودة بين المتكلم و المخاطب و مع هذا الاحتمال لا يمكن الوثوق بان ظاهر الكلام هو المراد...)هذا حاصل ما افاده المحقق القمى فيما