شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٣ - باب چهارم دليل عقلى
تا اندازهاى مراد و مقصود خويش را تبيين نموده است وى در مقدمه كتاب معتبر فرموده است:منابع احكام شرعيه پنج امر است:
١.كتاب،
٢.سنت،
٣.اجماع،
٤.حكم عقل،
٥.استصحاب.
سپس هريك را توضيح داده تا رسيده به حكم عقل كه در صفحه ششم معتبر مطالبى را دربارۀ حكم عقل بيان داشته و خلاصۀ آن مطالب اين است:
دليل العقل بر دو قسم است:
١.آن دسته از احكام عقليهاى كه عقل در حكم كردن و تصديق به آنها منتظر خطاب شارع است و از پيش خود ابتداء حكمى ندارد و آنها عبارتاند:
الف.لحن الخطاب،
ب.فحوى الخطاب،
ج.دليل الخطاب.
مراد از لحن الخطاب همان دلالت اقتضاست كه در جلد اول توضيح دادهايم و معناى لحن عبارت است از صرف الكلام عن طريقه الذى يجرى عليه بازالته عن التصريح الى التلويح و التعريض،و مراد از فحوى الخطاب همان مفهوم موافقت كلام است و معناى فحوى عبارت است از:ما يفهم من الكلام على سبيل القطع و الجزم و مراد از دليل الخطاب همان مفهوم مخالفت است و مراد از دليل به معناى مدلول است كالقتيل به معنى المقتول دليل الخطاب اى مدلول الخطاب،ولى مدلول التزامى لفظى نه چيز ديگر.
٢.آن دسته از احكام عقليهاى كه عقل در دلالت بر آنها منفرد و مستقل است و منتظر خطاب شارع نيست و آنها نيز سه قسماند:
الف.وجوب مثل رد وديعه كه واجب است؛