شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٦٤ - سؤال اول
٧. وَ مَنْ يُشٰاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدىٰ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مٰا تَوَلّٰى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ سٰاءَتْ مَصِيراً.
به عقيده مرحوم مظفر،بهترين و قوىترين آيه براى استدلال به آن بر حجيت اجماع همين آيۀ هفتم است كه در سورۀ نساء،آيه ١١٤ آمده و معروف است به آيۀ سبيل المؤمنين.
ترجمه آيه:هركسى كه بعد از آشكار شدن حق از در مخالفت با پيامبر درآيد و از راهى جز راه مؤمنان پيروى كند ما او را به همان راهى كه مىرود مىبريم و به دوزخ داخل مىكنيم و جايگاه بدى دارد.
كيفيت استدلال:در اين آيه دو مطلب بيان شده است:
١.هركسى با پيامبر مشاقه و مقاتله كند عذاب جهنم در انتظار اوست،اين قسمت بالمطابقه تهديد مىكند مخالفت با پيامبر را به عذاب جهنم پس مخالفت با پيامبر حرام است و بالملازمه دلالت مىكند بر اينكه متابعت از پيامبر واجب است.
٢.هركسى از غير سبيل مؤمنين متابعت كند باز عذاب الهى در انتظار اوست،پس متابعت از غير سبيل مؤمنين حرام است و بالملازمة دلالت مىكند بر وجوب متابعت سبيل مؤمنين و اين جمله اطلاق دارد،يعنى هر امرى را كه سبيل المؤمنين باشد شامل مىگردد پس اگر مسلمين بر امرى اجماع نمودند اين امر سبيل المؤمنين است و متابعت آن واجب است و هذا معنى حجية الاجماع.
جواب:بر استدلال به اين آيه براى حجيت اجماع اشكالاتى وارد شده كه حدود ده اشكال است و مرحوم صاحب الفصول اين اعتراضات را در كتاب الفصول(ص ٢٤٨ به بعد آورده است يكى از آن اشكالات ايرادى است كه جناب غزالى بر اين استدلال وارد ساخته و مصنف همان را پسنديده و آوردهاند:جملۀ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ در آيه شريفه اطلاق ندارد و شامل هر سبيلى نمىشود،بلكه به قرينۀ صدر آيه مراد از متابعت،متابعت مؤمنين است در طريق خاصى كه عبارت باشد از نصرت و يارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و دفع شر دشمنان از پيامبر و تسليم بودن در مقابل دستورات ايشان است و بالجمله گويا آيۀ شريفه مردم را به سه دسته تقسيم نموده است: