شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥٣ - د دليل حجيت خبر واحد از بناى عقلا
خبر واحد ثقه در جميع شئون زندگى عمل مىكنند و به منظور ابلاغ مرادات و مقاصد خود به ديگران از پيك مورد اعتمادى استفاده مىكنند و برعكس براى فهميدن مقاصد و ما فى الضمير ديگران به اخبار شخص موثق و مورد اطمينان اعتماد مىكنند و اين سيره نه تنها در ميان تودۀ مردم حاكم است كه،بلكه در ميان سلاطين و حكام نيز وجود دارد كه نمايندگانى را به اطراف مملكت خود اعزام مىكنند و آنها حاصل تحقيقات و مطالعات خويش را به عنوان گزارش سفر تقديم به رئيسجمهور مىكنند و او به اين گزارش اعتماد نموده و اقدامات مقتضى را نسبت به آن منطقه انجام مىدهد و اصولا نظام زندگى بشر بر اخذ به خبر ثقه و عمل به ظواهر استوار شده و اگر اين سيرۀ عمليه در ميان نسل بشر حاكم نبود يقينا نظام زندگى اجتماعى مختل مىگشت؛زيرا خبرهاى متواتر و يقينآور و يا كلام نص و قاطع بسيار كم است نوع خبرها به صورت خبر واحد است و نوع كلمات به صورت ظواهر است و هيچكدام يقينآور نيستند.
فلسفۀ اين سيرۀ عقلاييه:عقلاى عالم در امور زندگى خود به احتمالات ضعيفهاى كه در جانب مقابل هست اعتنا نمىكنند،يعنى اگر ٢%احتمال دهند كه اين شخص موثق دروغ گفته است و يا خط كرده و يا شوخى و غفلت و...نموده به آن اعتنا نمىكنند و اصل بر صدق و جدى بودن و التفات و...مىگذارند و به خبرهاى شخص موثق ترتيب اثر مىدهند.
از طرف ديگر،مسلمين جهان نيز كه دستهاى از عقلاى عالم هستند با ساير عقلاى عالم متحد المسلك بوده و در شئون دينى و دنيوى خود در طول تاريخ به خبر واحد ثقه عمل مىكردهاند و هيچگاه در اخذ به خبر ثقه ترديدى به خود راه نمىدادند فى المثل آيا سراغ داريد موردى را كه مسلمانان در اخذ حكمى از احكام از ياران و صحابه موثق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يا امامان معصوم عليهم السّلام توقف نموده باشند؟هرگز،بلكه عكس آن را سراغ داريم،يا مثلا آيا تا به امروز ديدهايد كه مقلدين يك مرجع تقليد فتواى مرجع را از زبان شخص داناى مورد وثوق بشنوند و با اين حال توقف كنند و به آن ترتيب اثر ندهند؟هرگز،بلكه عكس آن محسوس است،يا مثلا آيا سراغ داريد