شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٩ - ب دليل حجيت خبر واحد از سنت
حال از آن رهگذر كه براى آخوند خراسانى تواتر معنوى اين اخبار مورد قبول نبوده،قائل به تواتر اجمالى شدهاند؛ولى عند المشهور اخبار ما نحن فيه تواتر معنوى هستند.
با حفظ اين مقدمه در رابطه با روايات در دو مقام بحث مىكنيم:
١.دلالت اينها بر مطلوب،
٢.مقدار دلالت آنها.
روايات:در رابطه با حجيت خبر واحد پنج طايفه روايت مطرح است:
طايفۀ اول:رواياتى كه دربارۀ خبرين متعارضين وارد شده و به اخبار علاجيه معروفاند مانند روايت مقبولۀ عمر بن حنظله و مرفوعه زرارة بن اعين و...كه ائمه عليهم السّلام در اين اخبار مشكل تعارض الحديثين را معالجه نموده و راه چاره نشان دادهاند و آن اينكه اگر دو حديث متعارض از قول ما براى شما نقل كردند به هر حديثى كه راوى آن اعدل است اخذ كنيد و يا هر حديثى كه مشهور است به آن اخذ كنيد و...و اگر متعارضين من جميع الجهات مساوى بودند مخير هستيد بين اخذ به هريك كه خواستيد و جاى اصلى بحث از اين امور در مبحث نهم از مباحث حجت خواهد آمد.
كيفيت استدلال به اين طايفه:مقدمه:در باب تعدل و تراجيح خواهد آمد كه همواره تعارض بين دو حجت است اما دو لا حجت يا يك حجت با يك لا حجت تعارض نمىكنند.همچنين خواهيم گفت كه تعارض در محدودۀ امارتين ظنيين است،ولى دو دليل قطعى مثل دو آيه كه هر دو نص باشند و يا دو خبر متواتر منصوص و يا يك آيه با يك حديث متواتر منصوص هيچگاه با يكديگر تعارض نمىكنند...با حفظ اين مقدمه،اگر خبر واحد ثقه حجت نبود هرگز نوبت به تعارض دو حديث نمىرسيد تا پس از آن به سراغ مرجحات برويم و اگر مرجحى نبود مخير باشيم به دليل اينكه تعارض بايد بين الحجتين باشد حال از اينكه امام عليه السّلام به سراغ مرجحات رفته و اين طريق را نشان داده معلوم مىشود كه خبر واحد حجيت دارد وگرنه امام خود را راحت مىكرد به اينكه مىفرمود:اصلا خبر واحد حجت نيست.