شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٢٨ - آيه دوم آيه نفر
الحرمة و...است حال شما چگونه مىفرماييد:شارع در اين جمله نفى وجوب را كه يك امر عدمى و مطابق اصل است جعل نموده؟اين با مقام شارع نمىسازد؟
قلت:ما هم قبول داريم كه شارع مقدس شأنش جعل وجوب يا حرمت است نه جعل نفى الوجوب او الحرمة و لكن در دو مورد شارع مقدس جعل عدم الوجوب مىكند:
يكم.در مقام دفع توهم،يعنى مخاطب احتمال مىدهد كه فلان كار در حق او واجب باشد.
دوم.در مقام دفع اعتقاد،يعنى مخاطب به اشتباه و جهل مركب عقيده دارد كه فلان امر واجب است،در اينجا شارع مقدس براى دفع اين احتمال يا اين اعتقاد غلط مىفرمايد:فلان كار واجب نيست.
ان قلت:مگر در ما نحن فيه جاى چنين پندارى بوده كه خداوند در صدد نابود كردن آن برآمده است؟
قلت:كاملا اين پندار بجا و مورد انتظار است؛زيرا از طرفى به حكم عقل مستقل بر هر مكلفى معرفت و تعلم احكام واجب و لازم است و از طرف ديگر به حكم عقل بر هر مكلفى تحصيل يقين و علم به آن لازم است و از طرف سوم هم تنها راه تحصيل يقين رسيدن به محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و گرفتن حكم از زبان اوست روى اين ملاحظات جا دارد كه هر مؤمنى احتمال بدهد و يا معتقد باشد كه كوچ نمودن به مدينه براى تحصيل علم و يقين نسبت به احكام دين بر او واجب است شارع دفع اين پندار غلط نموده است.
٤.دانستيم كه از سويى به حكم عقل همه بايد بروند و تحصيل يقين كنند به واسطه تشرف به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از سوى ديگر بايد بدانيم كه نفر همۀ مؤمنان از همۀ اقطار عالم و بلاد اسلامى از دور و نزديك به سمت مدينه براى تحصيل حكم شرعى مستقيما و بلاواسطه در هر مسئلهاى و واقعهاى كه پيش آيد،ميسور و عملى نيست.
هم براى مكلفين بسيار دشوار است و هم براى پيامبر امكان ندارد كه تماموقت يكجا مستقر باشد و براى مردم مسئله بگويد؛زيرا اصلاح امور،مسلمين و دفع شر