شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٠٠ - باب دوم سنت
مىشود امرى كه متضمن بيان حكمى از احكام شرعيه از سوى پيامبر باشد چه با قول و چه با عمل يا با تقرير،سنت به اين معنا را شيعه و سنى قبول دارد،ولى شيعه حصر و اختصاص را قبول ندارد.
سنت در اصطلاح فقهاى شيعه:از آن رهگذر كه به عقيدۀ دانشمندان شيعه، امير المؤمنين و فرزندان معصوم آن حضرت سلام اللّه عليهم اجمعين از سوى خداوند به مقام امامت تعيين و منصوب گرديدهاند گفتار و اعمال آنان جارى مجراى گفتار و اعمال پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است،بدين معنا كه همانطور كه قول و فعل و تقرير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وجوب اتباع دارد همچنين قول و فعل و تقرير معصومين عليهم السّلام نيز واجب الاتباع است آنان حجتهاى خدا بر مردماند فلذا عند الشيعة دايره سنت گستردهتر شده و مىگويند:«السنة قول المعصوم و فعله و تقريره»(اعم از امام و پيامبر).
فلسفۀ اين توسعه آن است كه به عقيدۀ ما امامان معصوم عليهم السّلام همانند ساير محدّثان و راويان حديث نيستند كه تنها از قول پيامبر گزارش دهند و بگويند:اخبرنى رسول اللّه و كذا تا در نتيجه گفتار آنان از اين حيث حجت باشد كه عادل و يا ثقه هستند همانند باقى رواة الحديث،همچنين نظرات ائمه عليهم السّلام از قبيل آراى نظريات مجتهدين هم نيست تا بگوييم آنان مثل فقهاى اسلام،احكام شرعيه را از منابع خود استنباط و اجتهاد كنند و محتاج به مطالعه و درس و بحث و صغرا و كبرا باشند،بلكه آنها خود منبع جوشان و خروشان تشريع اسلامى و قانونهاى خدايىاند و همانطور كه شخص رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منبع تشريع است و هرچه مىگويد بيان واقع است(ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى)همچنين پيشوايان معصوم شيعه نيز اينگونهاند؛يعنى بيانگر احكام واقعى الهىاند منتهى پيامبر اكرم از طريق وحى الهى با واقع مرتبط است و ائمه عليهم السّلام از طرق ديگرى از قبيل الهام با واقع مرتبطاند و به قلب آنها اين احكام الهام مىشود و يا از راه تلقى و گرفتن از معصوم قبلى آگاه مىشود چنانكه على عليه السّلام فرمود:
«علمنى رسول اللّه الف باب من العلم ينفتح لى من كل باب الف باب».پس به نظر ما سنت عبارت است از قول و فعل و تقرير معصوم از خاتم الأنبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا خاتم الأوصياء عليه السّلام.