فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٩٦ - پنجم - سفيهان
سفيه مالى را قرض نمايد.
٤٥- اگر كسى نزد سفيه چيزى بگذارد و سفيه آن را تلف كند، بنابر اقوى سفيه ضامن است، چه امانت گذار حال او را بداند و چه حال او را نداند؛ اما اگر امانت نزد سفيه خود به خود تلف شود، سفيه ضامن نيست؛ مگر اينكه در حفظ آن كوتاهى كرده باشد.
٤٦- تا زمانى كه رشد عقلى سفيه احراز نشود، جائز نيست او را در تصرف اموالش آزاد بگذارند؛ و اگر حال او مشتبه باشد و احتمال بدهند كه سفاهتش برطرف شده باشد، بايد او را آزمايش كنند، يعنى اگر شخص سفيه مرد است تا مدّت معيّن قابل توجهى امورات ماليش- نظير خريد و فروش، اجاره، انفاق و كارهايى كه مناسب حالش باشد- را به خودش واگذار نمايند؛ و اگر شخص سفيه زن است، بايد در امور خانهدارى، صَرفه جويى، معامله با زنان، اجير شدن براى كارهايى نظير خياطى و بافندگى مورد آزمايش قرار بگيرد، كه اگر طبق مصالح خودش كار كند و دقت و زيركى داشته و تحفّظ از غبن در معاملات بجا آورد و در جاهاى لازم و مناسب صرفه جويى نموده و مال را از ضايع شدن نگهدارى مىكند و در همه اينها رفتار عقلائى دارد، صاحب رشد شده و از سفاهت بيرون آمده و اختيار تصرف در اموال و زندگى خويش را دارد؛ و الا همچنان بر سفاهت باقى است و از تصرفات ممنوع مىباشد.
٤٧- خروج از سفاهت و واجديّت رشد سفيه- چه سفيه مرد باشد و چه زن- به شهادت دو مرد عادل و يا به إخبار يك مرد عادل بلكه به إخبار يك فرد ثقه ثابت مىشود.
٤٨- ولىّ و سرپرست سفيهى كه سفاهتش پيش از بلوغ بروز كرده است، پدر و جدّ پدرى و وصىّ آن دو مىباشند؛ اما اگر كسى بعد از بلوغ سفيه يا ديوانه شود، ولايتش با حاكم شرع يا فرد منصوب از طرف حاكم شرع مىباشد.
٤٩- اگر مُوَلّى عليه سفيه يا بچه باشد و ادّعاء رشد كند، در صورتى كه وليّش در او احتمال رشد بدهد، احتياط واجب آن است كه او را آزمايش كند، و همچنين است