فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦٥ - پنجم - امور مباح
چهاردهم: دلّال مالى را بخرد كه خود دلّال آن است.
پانزدهم: كاهلى در خريد و فروش.
شانزدهم: خريد چيزى كه مستلزم پستى نفس خريدار باشد.
هفدهم: بيهوده گشتن در بازار.
هيجدهم: توجه به كارهاى ظالمين.
نوزدهم: امين نمودن شراب خوار.
بيستم: برداشتن كالا با عصبانيّت و تندى. بيست و يكم: نسبت دادن سود و ضرر به اصل سرمايه، مثل اينكه فروشنده بگويد اصل سرمايه من صد تومان است و براى هر ده تومان يك تومان سود مىخواهم.
بيست و دوم: رفتن به مسافرت دريايى براى تجارت، در هنگامى كه دريا آرام و بدون موج و تلاطم است و به همين سبب مسافر ظنّ غالب به سالم ماندن خود در سفر دارد.
بيست و سوم: پذيرفتن مشترى تفاوتى را كه فروشنده به واسطه تفاوت گذاشتن بين مشتريان براى او قائل شده است.
بيست و چهارم: بسيار بيكار گشتن.
بيست و پنجم: تجارت با مالى كه احتمال حلال و حرام در آن داده داشته مىشود، نظير مال فرد رباخوار و يا هر مالى كه نمىدانند حلال است يا حرام.
بيست و ششم: زينت كردن مال مورد معامله به قصد فريب دادن مشترى و رغبت او به معامله؛ اما اگر فروشنده عادت به زينت كردن مال داشته باشد و قصد او فريب دادن مشترى نباشد اشكال ندارد.
پنجم- امور مباح:
٣١- امور مباح مربوط به بيع امورى هستند كه متلبّس به هيچ يك از عناوين راجحه امور واجب و مستحب و عناوين مرجوحه امور مكروه و حرام نمىباشند.