فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦٣ - چهارم - امور مكروه
علماء را به جهت فضيلت و علمشان برترى دهد اشكال ندارد.
نوزدهم: هرگاه براى كالا مشترى پيدا شد، فروشنده او را منتظر نگذارد.
بيستم: فروشنده به سود كم اكتفاء كند؛ بلكه بهتر است قوت يك روز خود را بر مشتريان قسمت كند. بيست و يكم: عيب ظاهرى كالا را به طرف معامله بگويد.
بيست و دوم: با كسى معامله كند كه در خير نشو و نما كرده باشد.
بيست و سوم: در خريد و فروش قسم نخورد.
بيست و چهارم: تجارت را آن قدر ادامه دهد كه لااقل قوت يك سال را جمع كند.
بيست و پنجم: در معاش حدّ وسط را مراعات كند، يعنى نه اسراف كند و نه بسيار بر خود تنگ بگيرد.
بيست و ششم: در هنگام نماز، اول نماز بخواند و سپس مشغول تجارت شود.
بيست و هفتم: اگر كسى براى او هديهاى آورد، عوض آن را به او بدهد.
بيست و هشتم: درب دكان خود را باز كند و با كسب و كار طلب روزى نمايد، اگرچه سرمايه كمى داشته باشد.
بيست و نهم: نقدينگى خود را پنهان كند، حتى از برادرش.
سىام: املاك بخرد.
سى و يكم: خواب مقرّر خود را در شب قرار دهد.
سى و دوم: براى تجارت در شهرى كه نقصان به امور دينى او مىرسد- مثلًا با كمبود آب به جهت تحصيل طهارت مواجه مىشود و ...- نماند، و در صورت بودن در چنين شهرى بايد به شهر ديگر انتقال پيدا كند؛ و در بعضى از صور- نظير اينكه در انجام واجبات و ترك محرّمات به مشكل برخورد مىكند- واجب است كه انتقال پيدا كند.
چهارم- امور مكروه:
٣٠- امور مكروه مربوط به بيع عبارتند از: