فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤٨ - پنجم - يد ضمان
در يد مسلمان باشد، لازم نيست از او سؤال كنيم آيا آن ذبيحه و گوشت و پوست بطور كلّى قابل استفاده است يا نه؛ مگر اينكه آن مسلمان متهم و لاابالى باشد، بلكه يد او أماره تزكيه و پاكى آنها است و خوردن آن گوشت و استعمال آن پوست بطور كلّى اشكال ندارد تا آنجايى كه به توسط علم يا عملى خلاف اين أماره دانسته شود.
سوم- يد أمانت:
١٢٨- مالى كه به واسطه رهن، عارية، اجاره، مضاربه و ... به كسى منتقل شده است، در دست او امانت مىباشد و كسى كه امانت را قبول مىكند، اگر در نگهدارى آن كوتاهى نكند و اتفاقاً آن امانت تلف شود ضامن نيست.
و همچنين مالى كه سيل يا دزد آن را برده و يا در اثر اشتباه در نقل و انتقال و يا اشتباه در معامله و نظائر آن و يا در معامله فاسده و يا به عنوان لُقَطه بدست كسى مىافتد و نيز مالى كه در معرض تلف و نابودى قرار گرفته و بطور قهرى بدست كسى افتاده است، در تمام اين صور مال در دست آن فرد امانت است و بايد آن را به دست مالك مال يا وكيل او برساند و يا به آنها اطلاع دهد، و چنانچه بدون افراط و تفريط تلف شود، آن فرد ضامن نمىباشد.
١٢٩- در عاريه طلا يا نقره، اگر تلف شود- هرچند در نگهدارى آن كوتاهى نشده باشد- عاريه كننده ضامن است.
چهارم- يد طهارت:
١٣٠- كسى كه مالى را در اختيار داشته و بر آن يد دارد- چه آن مال خوراكى باشد و چه آشاميدنى و چه پوشاكى- چنانچه بگويد پاك است، پاك مىباشد و نياز به گواهى و شهادت و ... ندارد.
قسمتى از مسائل مربوط به يد طهارت در جلد ١، صفحه ١١٢، بند چهارم از فقره (٣٧٤) بيان شده است.
پنجم- يد ضمان:
١٣١- مقتضاى يد، ضمان است- و در اين جهت فرقى بين عالم و جاهل نيست-