فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣١٧ - دسته چهارم - فسخ و انفساخ اجاره
اين فرض خيار تبعّض صفقه دارد مىتواند فسخ كند؛ و اگر موجر فوراً ويرانى را بازسازى كند به گونهاى كه هيچ منفعتى از مستأجر فوت نشود، مستأجر حق فسخ هم ندارد؛ مگر اجاره بر عين ساختمان اولى واقع شده باشد كه در اين صورت اجاره باطل مىشود؛ و اگر تا ساختن آن ويران شده، مقدارى منفعت از مستأجر فوت شود، اجاره تنها نسبت به مقدار ويران شده باطل مىشود و مستأجر در اين فرض مىتواند همه اجاره را بهم بزند.
١٦٣- اگر موجر مالى را كه اجاره داده تحويل ندهد مستأجر حق دارد او را بر تحويل آن مجبور كند و چنانچه نتواند او را مجبور كند جائز است يا اجاره را فسخ نمايد و اجرتى را كه داده از موجر پس بگيرد و يا اجاره را به حال خود بگذارد و عوض منفعت از دست رفته را از موجر بگيرد، و همچنين است اگر موجر بعد از تسليم عين بلافاصله يا بعد از گذشت مدّتى از تسليم عين مورد اجاره، اجاره را فسخ كند و عين را از مستأجر پس بگيرد؛ ولى در صورتى كه بعد از گذشت مدّتى از تسليم، عين را از مستأجر پس بگيرد بايد اجرت بقيه مدّت را اگر از مستأجر گرفته به او برگرداند.
١٦٤- اگر مستأجر به خاطر عذر عمومى- كه با وجود آن، عين مورد اجاره قابل استفاده نمىباشد- از مالى كه اجاره نموده بهره نبرد- مثلًا حيوانى را اجاره كند كه تا شهر معيّنى بر او سوار شود و ناگهان برف سنگينى ببارد كه نه آن حيوان و نه هيچ حيوان ديگر قادر به پيمودن راه نباشد، و يا خانهاى اجاره كند براى سكونت و ناگهان آن محلّه جبهه جنگ قرار بگيرد و يا باغ وحش شود و امثال اينگونه عذرهاى عمومى پيش بيايد- اجاره باطل مىباشد و اگر اينگونه عذرها بعد از استيفاء منفعت در مدّتى از زمان اجاره اتفاق بيفتد اجاره تنها نسبت به بقيّه مدّت باطل مىشود.
١٦٥- اگر مستأجر به خاطر عذر مختص- نه عذر عمومى- نتواند از مال مورد اجاره بهره ببرد، مثلًا ماشين يا حيوانى كه براى سوارى اجاره كرده، به علّت مريضى، قادر بر سوار شدن آن حيوان يا ماشين نباشد، در اين فرض چنانچه اجاره به قيد سوارى خود او منعقد شده باشد، يعنى در عقد اجاره قيد شده باشد كه خود او سوار شود كه در نتيجه اين