فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤٦ - اول - يد مالكى
دست- از كف يا بُن انگشتان تا كتف- مىباشد؛ يد مجراى قوا و منبع خيرات و شرور است، و داراى معانى متعدّد نيست، بلكه هميشه استعمال در همين عضو و بطور كنايه مبرز صفت نفسانى است، و چون مبرز است بر همه آن معانى اطلاق مىشود.
حجّيّت يد:
١١٨- اگر يد حجت نباشد، گذشته از اينكه براى مسلمين بازار نمىماند اختلال نظام هم پيش مىآيد.
اسامى يد:
١١٩- كسى كه در دريا فرو رفته و لؤلؤ بدست آورده يا از دريا ماهى گرفته يا از زمين چيزهاى ديگرى را حيازت كرده است يد او بر آنها را يد بالمباشره نامند؛ و كسى كه كارگرى را به زرع و نهال كارى و غيره واداشته است و در مقابل كارش مزد به او مىدهد، يدش بر او را يد بالتسبيب نامند؛ و كسى كه كليد خانه يا باغ يا سويچ ماشين و ... دستش مىباشد يد او بر آن را يد بالآلة نامند؛ و كسى كه تسلّط اعبتارى بر چيزى داشته باشد مثلًا قباله زمينى را دارد، يد او بر آن را يد بالإشراف نامند.
اقسام يد:
١٢٠- يد بر شش قسم است: ١- يد مالكى، ٢- يد تزكيه، ٣- يد طهارت، ٤- يد ضمان، ٥- يد امانت، ٦- يد مُجَرّده.
اول- يد مالكى:
١٢١- آنچه در دست كسى است چه اعيان باشد- مانند املاك منقول و غير منقول- و چه منفعت- مانند منافع مغازه اجارهاى يا منافع زمين مأخوذ بطور مزارعه و مساقات- و چه حق- مانند اينكه جايى از دريا را براى ماهىگيرى و يا جايى كه وقف عام است به منظور كارى موافق با وقف اشغال نمايد- و يا چيزى در مكان مختص به او باشد- مانند