فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦٤ - چهارم - امور مكروه
اول: سود گرفتن از مؤمنين و اهل تقوى در چيزهايى كه براى قوت مىخرند؛ و اگر فروشنده ناچار به گرفتن سود باشد، سزاوار است كه به سود كم اكتفاء نمايد.[١]
دوم: داخل شدن در بازار پيش از همه.
سوم: تعريف كردن فروشنده و بدگويى كردن خريدار از كالاى مورد معامله.
چهارم: اعلام نكردن عيب ظاهرى كالا.
پنجم: سوگند خوردن در حال فروختن متاع.
ششم: خريد و فروش از طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
هفتم: سود گرفتن فروشنده از كسى كه فروشنده به او وعده احسان داده است.
هشتم: آشكار نمودن جنس خوب و پنهان نمودن جنس بد در زير آنها، البته در صورتى كه عيب كالا ظاهر و محسوس باشد؛ و الّا اعلام عيب واجب است.
نهم: كم كردن از قيمت كالا بعد از خريدن آن، چه پيش از جدا شدن فروشنده و خريدار از يكديگر باشد و چه بعد از آن.
دهم: فروختن كالا در جايى كه تاريك است و عيب كالا ظاهر نمىشود.
يازدهم: زياد نمودن قيمت كالا در هنگام فرياد كردن دلّال، بلكه فروشنده صبر كند تا دلّال ساكت شود و آنگاه قيمت را زياد كند.
دوازدهم: وزن و پيمانه نمودن كالا توسط كسى كه عالم به اين كار نيست.
سيزدهم: وكيل در خريد يا فروش كالا، مال خود را براى موكل و يا مال موكل را براى خودش بخرد.
[١] - از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه فرمودند: اميرمؤمنان عليه السلام در زمان خلافت خود هر روز صبح در يك يك بازارهاى كوفه در حالى كه تازيانه خود را بر دوش نهاده بودند گردش مىكردند و به هر يك از آن بازارها كه مىرسيدند مىايستادند و به اهل آن مىفرمودند:« خير و بركت را از خداوند بخواهيد و سختگيرى را كنار گذاشته معاملات را با سهولت انجام دهيد و بين خريداران فرق نگذاريد و خود را با حلم و حوصله آراسته كنيد و از دروغگويى و قسم خوردن خوددارى كنيد و از ظلم و اجحاف جدّاً بپرهيزيد و ياور مظلومان باشيد و هرگز به رباخوارى نزديك نشويد و پيمانه و ميزان را مراعات كنيد و از حق مردم كم نگذاريد و در راه فساد و تباهى هرگز گام برنداريد».