فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٧٥ - دسته دوم - بيع ثمارميوهها
داراى دو شرط باشد: ١- چيزى باشد كه فروختن آن به تنهايى جائز است، ٢- در ملك مالك ميوه باشد.
٦٠- يكى از چيزهايى كه در بيع ثمار به عنوان ضميمه واقع مىشود تنه درخت است، به اينكه صاحب ميوه، درخت و ميوه را با هم بفروشد؛ و بنابر اقوى در اين صورت لازم نيست مقصود اصلى بيع: فروش درخت بوده و فروش ميوه تابع آن باشد.
٦١- اگر بعضى از ميوههاى باغ از گل در آمده باشد، جائز است مالك، ميوه همه باغ- يعنى آنچه فعلًا از گل در آمده و آنچه بعداً در همان سال از گل در مىآيد- را براى يكسال بفروشد، چه از يك درخت باشند و چه از چند درخت، چه درختان ميوه همه از يك نوع باشند و چه از انواع مختلف، و نيز جائز است ميوه رسيده يك باغ را با ميوه نرسيده باغ ديگر در يك معامله بفروشد.
٦٢- اگر درختى در يكسال دو نوبت ميوه بياورد، ظاهراً همين به منزله دو سال مىباشد، در نتيجه جائز است ميوه دو نوبت آن را قبل از ظهور و پيدايش بفروشند.
٦٣- اگر كسى ميوه يك يا چند سال درخت را به شخصى بفروشد و پس از آن تنه و ريشه درخت را به شخص ديگر بفروشد، معامله با شخص اول كه ميوه را خريده است باطل نمىشود، در نتيجه تنه درخت بدون ثمره چند سال به مشترى دوم منتقل مىشود؛ و اگر جاهل باشد به اينكه ميوه درخت براى يك يا چند سال به فرد ديگر فروخته شده است، اختيار فسخ پيدا مىكند.
٦٤- بيع ثِمار نه با مرگ فروشنده باطل مىشود و نه با مرگ مشترى، بلكه ملكيّت ميوه با مرگ خريدار به ورثه او و ملكيّت ريشه و تنه درخت با مرگ فروشنده به صورت مسلوب المنفعة به ورثه او منتقل مىشود.
٦٥- اگر كسى ميوه را بعد از ظهور و يا بعد از شروع به رسيدن بفروشد، سپس قبل از قبض دادن به مشترى يعنى قبل از تحويل به او و استيلاء مشترى بر آن، ميوه بر اثر آفتى آسمانى نظير تگرگ و يخ زدگى و يا بر اثر آفتى زمينى مانند طوفان و سيل از بين برود، خسارت متوجه فروشنده است؛ و ظاهراً غارت شدن و به سرقت رفتن و آفتهاى ديگر