تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١١ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ١٠ تا ١٩
با ما چه خواهد رفت آيه آمد كه لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ الخ و از ابن عباس منقولست كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و اصحاب از كفار مكه بسيار آزار و ايذاء ميكشيدند يك شبى آن حضرت در واقعه ديد كه از مكه هجرت نموده بزمينى كه در او آب بسيار و درختان بيشمار بود. چون اينواقعه را اعلام صحابه نمود گفتند يا رسول اللَّه در چه روز ما باين دولت مستسعد گشته از جفاى كفار خلاص شويم حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ايشان را بر صبر ترغيب فرمود، چون جفاى كفار از حد متجاوز شد بهجرت استعجال نمودند آيه آمد كه بگو اى محمّد نميدانم كه من و شما مأمور خواهيم شد از متوطن شدن در مكه و ايذاء و اهانت كشيدن از كفار يا مهاجرت بزمين پر آب و گياه بسيار هم چنان كه در خواب مشاهده كردم و من عواقب امور خود و شما را نميدانم مگر بوحى و چون در اين باب وحى بمن نازل نشده پس سپر صبر بر سر كشيد تا هنگامى كه وحى نازل شود آن گاه بآنچه مأمور شويد بر آن عمل كنيد،
پس بجهت تبكيت كفار ميفرمايد كه:
١٠- قُلْ بگو اى محمّد أَ رَأَيْتُمْ آيا چگونه ميبينيد و ميدانيد كه إِنْ كانَ اگر باشد قرآن مِنْ عِنْدِ اللَّهِ از نزديك خداى وَ كَفَرْتُمْ بِهِ و كافر شده باشيد شما بآن وَ شَهِدَ شاهِدٌ و گواهى داده باشد گواهى مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ از اولاد يعقوب يعنى از احبار ايشان كه عبد اللَّه سلام است عَلى مِثْلِهِ بر آنچه مانند قرآنست و آن معانى توراة است كه مصدق قرآن است و مطابق معانى آن از توحيد و وعد و وعيد يعنى گفته باشد كه توراة مصدق قرآنست در معانى مذكوره كما قال وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ و إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ و بعضى گفتهاند كه معنى آنست كه اگر باشد قرآن از نزد خداى و شما بآن نگرويد و شاهدى از بنى اسرائيل كه اعلم ايشان باشد گواهى داده باشد بر مثل اين مضمون يعنى بر آنكه قرآن از نزد خداست فَآمَنَ پس ايمان آورده باشد بآن وَ اسْتَكْبَرْتُمْ و سركشى كرده باشيد شما بدان و نگرويده بمنطوق آن جواب شرط محذوف است و تقدير كلام اينكه اخبرونى ان كان الامر كذلك أ لستم الظالمين، و (واو) اولى عاطف كَفَرْتُمْ است بر فعل شرط، و (واو) اخيره عاطف وَ اسْتَكْبَرْتُمْ بر شَهِدَ شاهِدٌ و (واو) شَهِدَ عاطف مجموع شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ بر قول إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ پس حقيقت معنى آنست كه خبر دهيد مرا كه اگر مجتمع گردد نزول قرآن از نزد خدا با كفر شما بآن و جمع شود شهادت اعلم بنى اسرائيل بر نزول آن و ايمان او بآن با استكبار شما از آن آيا شما از جمله ستمكاران و گمراهان نخواهيد بود و دال بر حذف جواب شرط مذكور است قوله إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى تعالى لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ راه نمينمايد گروه ستمكاران را و در بيداى خذلان