تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٦ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٨٠ تا ٨٩
بآن اضافه ميكنم كه (الملائكة بنات اللَّه) اين سخن بپيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيده اندوهناك شد، جبرئيل آمد و اين آيه آورد:
٨١- قُلْ بگو اى محمّد بجماعتى كه قايل (الملائكة بنات اللَّه) اند إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ اگر باشد مر خداى را وَلَدٌ فرزندى هم چنان كه گمان مىبرند فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ پس من اول پرستندگانم يعنى اگر ببرهان صحيح و حجت روشن ثابت شدى كه خداى را ولدى هست پس اولين كسى كه بطاعت و انقياد او قيام نمودى و تعظيم او را بجاى آوردى من بودمى چه لازم پيغمبر است كه او اعلم باشد بخدا و بآنچه صحيح است اسناد آن باو و بآنچه صحيح نيست و اعلم اولى است بتعظيم آنچه حق تعظيم او است و از جمله تعظيم والد حق تعظيم ولد است پس اگر ببراهين قاطعه و حجج بينه بر من اثبات ولد كنيد من اول تعظيم كنندگان او باشم و در طاعت و انقياد او از شما اسبق، و چون بر وجه يقين ميدانم كه او را فرزندى نيست لا جرم عبادت خود را مخصوص ساختهام باو سبحانه و بپرستش هيچكس ديگر اقدام نمىنمايم و شما چون در اين دعوى بيمعنى هيچ حجتى و برهانى نداريد پس چرا بعبادت غير او اشتغال مينمائيد، و بدانكه اين شرط مستلزم صحت كينونت ولد و عبادت او نيست در نفس الامر زيرا كه مراد تعليق شيء است بر امر محال كه مستلزم محاليت آن شيء است يعنى چون تعليق عبادت بكينونت ولد فى نفس الامر محال است پس معلق بها كه عبادت او است نيز محال باشد فحينئذ مقصود از اين شرطيه نفى ولد و عبادت وى است بر ابلغ وجوه و مثل اينست قول عدلى بجبرى كه اگر خداى خالق كفر باشد در قلوب عباد و معذب ايشان بر آن بعذاب ابدى پس من اول آن كسانيم كه گويند او شيطان است و رتبه الوهيت ندارد. و مراد او از اين شرطيه تنزيه او سبحانه است از ايجاد كفر و تقديس او از آن بر طريق مبالغه يا دلالت كردن آن بر سماجت اين مذهب و ضلالت ذاهب آن و شهادت قاطعه باحاله آن و تنزيه نفس خود از آن پس آيه بر ابلغ وجوه دلالت بر توحيد كند و نظير اينست قوله تعالى لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا الا آنست كه لَوْ مشعر است بانتفاء طرفين و (ان) نه مشعر است بآن و نه مقتضى نقيض آن، چه (ان) از براى مجرد شرطيه است بلكه از براى انتفاى معلول لازم است كه دالست بر انتفاء ملزوم آن، و در كشاف آورده كه از تمحلات مفسرانست كه آيه را از اين اسلوب شريف كه مملو است بنكت لطيفه و فوايد مستقله و باثبات توحيد بر ابلغ وجوه بيرون بردهاند و باين حمل كردهاند كه اگر باشد خدا را ولدى هم چنان كه زعم شما است پس من اول پرستندگان و موحدانم كه مكذب قول شمايند باضافه ولد باو، يا عبد را از عبد يعبد اخذ كردهاند كه بمعنى أشدّ أنفة است و به اين وجه تفسير كردهاند كه اگر باشد او را فرزندى هم چنان كه زعم شما است پس من اول آنفان و عار دارندگانم از عبادت او زيرا كه او حينئذ جسم محدث خواهد بود پس