تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٦ - سوره فصلت(٤١) آيات ٣٠ تا ٣٩
داده مىشوند پاداش دادنى بِما كانُوا بسبب آنچه بودند كه هميشه بِآياتِنا بآيتهاى كلام ما يَجْحَدُونَ انكار ميكردند و سوق كلام اگر چه مقتضى آنست كه چنين باشد كه بما كانوا يلقون فيها ليكن ايثار ذكر جحود بر آن جهت آنست كه سبب لغو است:
٢٩- وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گويند آنان كه كافر شدند در حينى كه بآتش دوزخ معذب باشند رَبَّنا اى پروردگار ما أَرِنَا الَّذَيْنِ بنما بما آن دو كس را كه أَضَلَّانا گمراه كردند ما را و از دين حق برگردانيدند مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ از ديوان و آدميان مراد دو تبع شيطانند كه از جن و انساند، يعنى بنماى بما گمراه كنندگان ما را از شياطين جن كه اعوان ابليس و شياطين انس كه رؤساى ما بودند كما قال اللَّه تعالى الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ و از امير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه شيطان جن ابليس است كه پيشواى جميع ابالسه است و مبدع اساس شرك و كفر، و شيطان انس قابيل است كه محدث بناى قتلست پس مراد آنست كه بما بنما آن دو كس را كه باضلال آنها از راه راست بيرون رفتيم و مرتكب شرك و كفر و قتل بغير حق شديم نَجْعَلْهُما تا بگردانيم ايشان را تَحْتَ أَقْدامِنا در زير پاهاى خود لگدكوب كنيم و از ايشان انتقام كشيم يا آنكه ايشان را در دركه زيرين دوزخ كه جهنم است درآريم لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَ تا آنكه باشند از جمله فروتران از روى مرتبه يا از حيثيت دركه،
و بعد از ذكر وعيد كافران در وعد مؤمنان ميفرمايد كه:
٣٠- إِنَّ الَّذِينَ قالُوا بدرستى آنان كه گفتند رَبُّنَا اللَّهُ پروردگار ما خداى بحق است يعنى بوحدانيت او معترف شدند و به جميع ما جاء به النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم تصديق نمودند ثُمَّ اسْتَقامُوا پس بدان راست بايستادند و اصلا از آن منحرف نگشتند تا هنگام موت، ايراد ثُمَ بجهت تراخى استقامت است از اقرار در مزيت مرتبت و فضل از حيثيت مبدئيت اقرار و متبوعيت آن و تبعيت استقامت و غير آن. انس از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه بسا مردمان كه قايل بكلمه رَبُّنَا اللَّهُ باشند و اكثر ايشان از آن برگردند پس هر كه معترف به اين كلمه باشد تا نزد حضور موت او بر طريقه استقامت است، و سفيان بن عبد اللَّه ثقفى نقلكرده كه از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيدم كه مرا بخصلتى خبر ده كه بآن متمسك شوم فرمود كه
قل ربى اللَّه فاستقم
گفتم يا رسول اللَّه مخوفترين چيزى كه از آن احتراز بايد كرد چه چيز است آن حضرت زبان مبارك خود را بگرفت و گفت اين كه زبان خود را نگه دارى، و قتاده و ابن زيد از ابن عباس روايت كنند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه مراد آنست كه بر اداى فرايض استقامت ورزيدند و بر آن استمرار نمودند، و محمّد ابن فضيل روايت كند كه از امام على بن موسى الرضا عليهما التحية و الثناء پرسيدم كه استقامت بچه