تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٥ - سوره الحجرات(٤٩) آيات ١ تا ٩
برخاسته با يكديگر در مقام مجادله درآمدند بعضى بعصا و كفش و جماعتى بچوب خرما و ضرب دست دست تعدى گشودند پيغمبر بر اين قضيه مطلع شد مراجعت فرموده ايشان را از هم تفريق نمود و كار ايشان را باصلاح آورد اين آيه نازل شد:
٩- وَ إِنْ طائِفَتانِ و اگر دو گروه مِنَ الْمُؤْمِنِينَ از گرويدگان اقْتَتَلُوا كارزار كنند با يكديگر فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما پس اصلاح كنيد ميان ايشان بنصيحت يعنى اين هر دو فرقه را بحكم خدا دعوت نمائيد ايراد صيغه جمع در موضع تثنيه كه (اقتتلا) است باعتبار معنيست چه هر طايفه مشتملند بر معنى جمعيت. از قتاده مرويست كه مردى از انصار را در ذمت انصارى ديگر حقى بود و او در دادن آن مضايقه مينمود آن مرد بكثرت قوم خود مستظهر شده گفت (لآخذن حقى منك عنوة) بخدا كه حق خود را از تو بقهر و عنف بستانم آن شخص گفت بيا تا بنزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم رويم و او را حكم خود سازيم گفت من نمىآيم پس درهم افتادند و كار ايشان از منازعه بمسايفه كشيد و آيه مذكوره نازل شده، و از سدى منقولست كه زنى از انصار با شوهر خود مخاصمه نمود شوهر او را در خانه محبوس ساخت قوم او خبردار شده بيامدند و از حبس خلاص ساختند، قوم شوهر با ايشان بنياد عناد و نزاع كردند و شمشير بيكديگر كشيدند حق سبحانه اين آيه را فرستاد و امر نمود به اينكه ميان ايشان باصلاح آريد فَإِنْ بَغَتْ پس اگر ستم كنند و تعدى نمايند إِحْداهُما يكى از آن دو طايفه عَلَى الْأُخْرى بر طايفه ديگر و بصلح راضى نشود و از حكم خدا عدول نمايد فَقاتِلُوا الَّتِي پس كارزار كنيد بآن گروهى كه تَبْغِي افزونى جويد و تعدى كند بر گروهى ديگر حَتَّى تَفِيءَ تا بازگردد إِلى أَمْرِ اللَّهِ بحكم خدا، و اطاعت امر او نمايد فَإِنْ فاءَتْ پس اگر باز گردند آن طايفه طاغيه باغيه براى حق و منقاد امر الهى شوند در ترك مقاتله فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما پس اصلاح كنيد ميان ايشان بِالْعَدْلِ بسويت يعنى در اصلاح ميل بيك طايفه مكنيد بلكه رعايت هر دو را مرعى داريد، و صاحب كشاف آورده كه تقييد اصلاح ثانى بعدل دون اول بجهت آنست كه در اول هر دو باغىاند پس آنچه بر اهل اسلام در اينصورت واجب است اصلاح ذات بين است و تسكين بينهما بارائه حق و مواعظ شافيه و نصايح منجحه و مقاتله با ايشان جايز نيست و در ثانى كه يكى از طائفتين باغيند بدون ديگرى مقاتله با آن گروه باغى واجبست تا آنكه منقاد شوند، و مقاتله مظنه عدولست از منهج عدل پس بجهت اين اصلاحى را كه بعد از مقاتله است بعدل مقيد ساخت دون اول و چون مراعات عدل در جميع امور از جمله امور مهمه است بجهت آنكه آن مدار نظام امور دينيه و دنيويه است از اين جهت او سبحانه بعد از اين اشاره بتعميم آن نموده فرمود كه وَ أَقْسِطُوا و عدل كنيد در همه كارها إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ دوست ميدارد عدل كنندگان را يعنى عواقب افعال