تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢١ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
معامله شكر شاكر در حق مطيع و محسن خود اگر چه نفع طاعت باو سبحانه واصل نميشود؛ و ابو حمزه ثمالى از سدى نقلكرده كه اقتراف حسنه مودة اهل البيت عليهم السّلام است، مرويست كه حسن بن على عليه السّلام روزى در اثناء خطبه فرمود كه
انا من اهل البيت الذين افترض اللَّه مودتهم على كل مسلم
من از آن اهل بيتم كه حق سبحانه مودت ايشان را فرض نموده بر هر كه مسلمانست پس اين آيه تلاوت نمود تا آخر و آن گه فرمود كه اقتراف حسنه مودت ماست كه اهل بيتيم، و اسمعيل بن عبد الخالق از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده كه
انها نزلت فينا أهل البيت اصحاب الكساء
اين آيه نازل شده در حق ما كه اهل بيت و اصحاب كسائيم، و شبههاى نيست در آنكه ذكر غفران و شكر بعد از اقتراف مودت اهل البيت دلالت صريح دارد بر مغفرت خطاياى محبان اهل البيت و قبول ايشان، و لهذا در حديث وارد شده كه
حبنا اهل البيت ليحط الذنوب عن العباد كما تحط الريح الشديدة الورق عن الشجرة
آوردهاند كه چون اين آيه فرض مودت فرود آمد گروهى كه در اعتقاد راسخ نبودند رسول را متهم ساختند به اينكه مراد او اينست كه مردمان را باهل بيت خود ترغيب نمايد تا در حكومت و امامت منقاد ايشان شوند حق سبحانه رد قول ايشان نموده فرمود كه نه آن چنان است كه ايشان گمان ميبرند كه محمّد اين سخن را بر خدا افتراء كرده.
٢٤- أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى بلكه ميگويند ايشان بسته عَلَى اللَّهِ كَذِباً بر خداى دروغ در عدم انزال آيه مودت فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ پس اگر خواهد خداى يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ مهر نهد بر دل تو و قرآن را بر دل تو فراموش كند اگر قصد افتراء كنى پس نزد اينحال چگونه قادر باشى بر افتراء [١] و مثل اين است آيه وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ اين كلام بر سبيل فرض است از قبيل آيه لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ و نزد مجاهد و مقاتل معنى آيه آنست كه اگر خواهد خداى مهر نهد بر دل تو تا از ايذاء و اسناد سحر و افتراء بتو متضرر نگردى و بنا بر اين احتياج
[١] شيخ ابو الفتوح رازى و جمعى از مفسرين بر آنند كه اين آيه شريفه مربوطست بآيه مودت و گويند:
چون حقتعالى آيه قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً الاية را فرو فرستاد و مودت ذوى القربى را فرض گردانيد گروهى از مردم سست عقيده و ضعيف الايمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را متهم ساخته گفتند: خداى تعالى آيت مودت را نازل نفرموده و پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله بخداوند افتراء نموده است و ميخواهد بدينوسيله مردم را نسبت بخويشان خود منقاد و خاضع گردانند و گروهى ديگر گويند: كه اين آيه شريفه در ردّ كفار مكه است كه بطور مطلق انكار كردند نبوت پيغمبر را و قرآن را كلام خداوند ندانسته گفتند گفتار خود پيغمبر است و بدروغ نسبت بخداوند ميدهد و بر هر تقدير آيه فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ الاية دلالت ميكند بر بطلان گفتار آنان بدين تقرير كه اگر قرآن افتراء باشد بر خداوند پس حقتعالى صدور آن را از پيغمبر بنام خداوند نخواسته بلكه عدم صدور آن را از آن حضرت خواسته است و هر گاه عدم صدور قرآن را از پيغمبر بخواهد پس او را منع ميكند و مهر بر دل وى ميزند بطورى كه نتواند بحرفى و كلمهاى از قرآن تنطق نمايد و ما را در اينجا تحقيقى است كه انشاء اللَّه تعالى در ذيل تفسير آيه وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا الاية تذكر خواهيم داد.