تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٥ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
آن بروزگار او رسد و در آخرت حسنات او مضاعف گردد و هر كه عمل او از براى دنيا باشد روزى او مقدر و مقرّر باو رسد، أمانه بر آن وجهى كه مدعاى او باشد و او را در آخرت هيچ حظى و بهرهاى نباشد، و بعضى گفتهاند كه اين آيه در حق اهل جهاد واقع شده كه بعضى از ايشان كه منافق بودند بقصد غنيمت بغزا ميرفتند و جماعتى كه از اهل ايمان بودند بقصد ثواب جهاد ميكردند حق سبحانه فرمود كه هر كه بقصد ثواب جهاد كند او را باشد سهم غانمين و ثواب آخرت و هر كه قصد غنيمت نمايد از آن محروم نماند بلكه سهمى كه نصيب او باشد باو برسد و ليكن او را از ثواب آخرت هيچ نصيبى نباشد، و عدم ذكر نصيب دنيا از براى عامل آخرت با آنكه از نصيب دنيا نيز محفوظ ميگردد بجهت استهانت آنست نسبت بحظ آخرت.
و مرويست از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه هر كه به نيت آخرت كارى كند خداى تعالى در دنيا پراكندگيهاى او را جمع كند و دل او را بىنياز گرداند از غير، و دنيا باو اقبال كند، و هر كه به نيت دنيا عملى كند خداى تعالى جمعيت او را به تشتت و پراكندگى بدل گرداند، و فقر را نصب العين او سازد، و خير دنيا باو نرسد مگر آنچه از براى او مقرر شده باشد، حسن بصرى گفته كه چون ادنى تابع اعلى است بدون عكس پس هر كه از براى آخرت كار كند بثواب اخروى رسد و دنيا نيز به تبعيت آن باو دهند، و هر كه از براى دنيا عمل نمايد نصيب دنيا باو رسد و او را هيچ حظى از ثواب آخرت نباشد، القصه حق سبحانه بعد از ذكر ترغيب در امور اخرويه بر سبيل تقرير توبيخ كفار مى- كند و ميفرمايد:
٢١- أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ بلكه آيا كافران را انبازانند يعنى البته مر ايشان را شياطيناند كه در انواع معاصى شريك ايشانند شَرَعُوا لَهُمْ وضع كردهاند براى ايشان يعنى آراستهاند در قلوب ايشان مِنَ الدِّينِ از كيش باطل و طريق مضل ما لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ آنچه اذن نداده و نفرموده بآن خداى از شرك و انكار بعث و عمل براى دنيا و تحريم بحيره و سايبه و امثال آن، و گويند كه مراد بشركاء اوثانند و اضافه شركت بايشان بجهت فرا گرفتن كفار است آنها را شريك خداى، و اسناد شرع بايشان بجهت آنست كه سبب ضلالت و افتتانند هم چنان كه ابراهيم گفت كه رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ وَ لَوْ لا كَلِمَةُ الْفَصْلِ و اگر نه سخن حق ميبودى كه آن قضاى سابق است بتأخير مكافات يا آنكه اگر نه سبق وعده بودى بآنكه فصل يعنى حكم بحق ميان ايشان در روز قيامت است لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هر آينه حكم كرده شده بودى ميان كافر و مؤمن يا ميان مشركان و شركاء و هر يك جزاء و سزا يافته بودندى وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ و بدرستى كه ستمكاران يعنى كافران لَهُمْ مر ايشانراست در روز قيامت عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك كه غير منقطع باشد.