تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٠ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١٠ تا ١٩
ايشان بمردند اختلاف در ميان ايشان واقع شد، و نزد اين حال پيغمبران بر ايشان مبعوث گشتند و ايشان بجهت بغى و تجبر و حسد بر ايشان نگرويدند، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه مراد از اين متفرقين اهل كتاب زمان حضرت رسالتند صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پس معنى آنست كه اهل كتاب اختلاف نكردهاند در حق حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مگر بعد از آنكه بايشان آمد طريق علم بمبعث آن حضرت و صحت نبوت او پس عدول نمودند از نظر كردن در آن بجهت ظلم و عداوت و حسد و حرص بر طلب دنيا كقوله تعالى:
وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ يا آنكه متفرق نشدند كفار مكه مگر بعد از آنكه بيقين دانسته بودند كه او پيغمبرى بحق است و ليكن از او متفرق گشتند بجهت حسد بردن بر او و خوف بيرون رفتن رياست از سلسله ايشان وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ و اگر نبودى كه سخنى پيشى گرفته است در تأخير عذاب مِنْ رَبِّكَ از پروردگار تو إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا بمدت نامبرده شده و مقرر گشته لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هر آينه حكم كرده شدى ميان ايشان باستيصال كافر مبطل و نجات مؤمن محق وَ إِنَّ الَّذِينَ و بدرستى كه آنان كه أُورِثُوا الْكِتابَ داده شدهاند كتاب يعنى قرآن مِنْ بَعْدِهِمْ از پس امم ماضيه كه قوم نوح و ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السّلام و احبار بودند مراد يهود و نصاراى زمان آن حضرتاند كه از پس آباء و اجداد خود قرآن بايشان آمد يا آن كه مراد مشركان عهد رسولند كه از پس اهل كتاب قرآن بر ايشان نازل شد و ايشان لَفِي شَكٍّ مِنْهُ هر آينه در شكند از قرآن يا از دين يا از پيغمبر مُرِيبٍ شكى بريبت افكنده كه ظنست يعنى ظن غالب ايشان آنست كه قرآن يا دين اسلام يا حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بر غير حق است.
١٥- فَلِذلِكَ پس به جهت اين تفرق و اختلاف كه از ايشان صادر گشته فَادْعُ پس بخوان مردمان را باتفاق و ايتلاف بر ملت حقيقى كه دين اسلام است تا تفرق و اختلاف و شك از ايشان زايل شود وَ اسْتَقِمْ و مستقيم باش بر دعوت نبوت و تبليغ طريق شريعت كَما أُمِرْتَ هم چنان كه مأمور شدهاى بآن يعنى عمل بمقتضاى امر الهى كن، و نزد زجاج لام فَلِذلِكَ بمعنى (الى) است و فَلِذلِكَ اشاره بمضمون ما وَصَّى بِهِ يعنى بسوى دينى كه خداى تعالى بانبياء خود امر بآن نموده بندگان را دعوت كن يعنى مردمان را بر توحيد و اخلاص ترغيب نماى و بر اين نهج ثابت قدم باش وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ و پيروى مكن هواهاى مختلفه و آرزوهاى باطله ايشان را، در تبيان آورده كه وليد بن مغيره بحضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت كه از دين و دعوت خود رجوع نماى تا نيمه مالهاى خود را بتو بخشم و شيبة بن عتبه گفت كه اگر از دين خود برگردى دختر خود را در حباله تو در آورم حق سبحانه اين آيه فرستاد كه بتبليغ دعوت توحيد استقامت نماى و بر دين اسلام ثابتقدم باش