تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٨ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
ايشان همچو دانه كاشتهاند كه در اول حال أَخْرَجَ شَطْأَهُ بيرون آورد شاخهاى خرد خود را كه در نهايت باريكى و ضعيفى باشند فَآزَرَهُ پس معاونت دهد و قوى و نيرومند گرداند آن را فَاسْتَغْلَظَ پس غليظ و سطبر شود فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ پس راست بايستند بر ساق و اصول خود يعنى آن گياه ضعيف و نحيف بتدريج نشو و نما يابد و در آخر بر وجهى قوى و تناور گردد كه يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ بشگفت آرد مزارعان را بجسامت و قوت و سطبرى و حسن منظر خود و احتمال دارد كه ذلِكَ اشاره مبهمه باشد و كَزَرْعٍ- الى آخره موضح آن از قبيل وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ يا آنكه بقول مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ كلام تمام شده باشد و مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ مبتدا باشد و كَزَرْعٍ- الى آخره خير آن يعنى صفت ايشان در كتاب انجيل همچو مزرعيست كه متصف بصفات مذكوره باشد، و بر هر تقدير اين مثل يا از براى بيان حال حضرت رسالتست با اصحاب يعنى هم چنان كه دانه مزرع در بدايت حال شاخهاى ضعيف و نحيف از او پيدا ميشود و بتدريج تربيت مييابد تا كه قوى و جسيم ميشود و سبب تعجب مزارعان ميگردد حضرت رسالت و اصحاب نيز در بدايت حال در نهايت نحافت و ضعف بودند و بعد از آن بر سبيل تدريج قوت ميگرفتند تا كه قوت تمام گرفته بر جميع عالميان فايق آمدند و سبب تعجب مردمان شدند و يا اينكه اينمثل از براى بيان حال حضرت رسالت باشد كه در بدء اسلام بىيار و معاون بود و بعد از آن بسبب اهل بيت و اصحاب قوت پيدا كرد، پس زرع آن حضرت باشد و شطأه اصحاب او كه دست او را قوى گردانيدند يعنى هم چنان كه زرع در اول حال رقيق است و بتدريج غليظ و قوى ميشود و شاخها بر او متلاحق مىگردد و بحيثيتى مىشود كه مزارعان از قوت و كثرت آن متعجب مىگردند پيغمبر نيز در اول حال كه بر امر رسالت برخاست بسبب عدم معاون و ناصر در كمال ضعف بود، بعد از آن خداى تعالى او را نيرومند گردانيد با اهل ايمان بر وجهى كه مردمان از قوت و شوكت و بسطت او تعجب كردند، يا آنكه ممثل اصحاب آن حضرت بوده باشند كه در بدء اسلام در نهايت ضعف و قلت بودند بعد از آن بسيار شدند و كار ايشان بمرتبهاى ترقي نمود كه عالميان از كثرت ايشان تعجب نمودند يا آنكه تمثيل از براى دين اسلام باشد كه در اول مرتبه در كمال ضعف بود و بعد از آن بجهت كثرت اهل ايمان و شوكت و قوت ايشان بر ساير اديان فايق شد و قوت گرفت، هم چنان كه دانه در اول در نهايت حقارتست و بتدريج نشو و نما مييابد و شاخها از او پيدا مىشود تا آنكه بلند و پايدار مىگردد حاصل كه حق سبحانه از براى ايمان و دين اسلام اين تشبيه فرمود لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ تا بخشم آورد بايشان ناگرويدگان را و مىتواند بود كه لِيَغِيظَ متعلق باشد بقوله وَعَدَ اللَّهُ يعنى بجهت آنكه خشمناك سازد كافران را بايشان وعده كرد خداى الَّذِينَ آمَنُوا آنان