تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٥ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
مِنْهُمْ از اهل مكه عَذاباً أَلِيماً عذابى دردناك بقتل و سبى و غارت پس ما ببركت و حرمت مؤمنان آن ديار قتل و سبى را از آن كفار بازداشتيم، و چون ممكن است كه لَوْ تَزَيَّلُوا در حكم تكرار جمله شرطيه باشد كه آن لَوْ لا رِجالٌ است پس جايز است كه جواب شرط لَعَذَّبْنَا باشد و حينئذ احتياج نيفتد بتقدير جواب، و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه او از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت تفسير اين آيه را از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيد فرمود كه معنى آنست كه اگر چنانچه اولادى كه در اصلاب اين كافرانند و علم ما بايشان تعلق گرفته از آباى خود متميز و متفرق بودندى ما ايشان را بعذاب قتل معذب ميساختيم، زهرى و عروة بن زبير و مسور بن مخرمه تفصيل قصه صلح حديبيه را بر اينوجه ايراد نمودهاند كه سيد عالم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم از مدينه بقصد عمره با هفتصد كس از اصحاب خود روى بمكه نهاد و چون بذو الحليفه رسيد احرام گرفت و شتران را اشعار و تقليد فرمود و از آنجا جاسوسى از بنى خزاعه بمكه فرستاد تا از احوال قريش استفسار نمايد و در حينى كه آن حضرت با اصحاب بغدير اشطاط رسيد كه قريب بكوه عسفانست آن جاسوس آمد و خبر داد كه رؤساى قريش چون كعب بن لؤى و عامر بن لؤى و غيره جمله احابيش را جمع كردهاند تا با شما مقاتله كنند و يا از دخول مكه معظمه و زيارت كعبه باز دارند رسول با اصحاب بر سبيل مشورت فرمود كه شما چه مصلحت مىبينيد برويم و قتل ايشان و سبى زنان و فرزندان ايشان كنيم، يا آنكه هر كه با ما در مقام مقاتله درآيد ما با او مجاهده كنيم؟ ابو بكر گفت كه رأى تو اصوبست اما چون كه ما بقتال نيامدهايم بلكه بزيارت خانه كعبه باين صوب توجه نمودهايم پس اولى شق ثانيست و غرض رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در اينمشورت آن بود تا رأى اصحاب را استمزاج كند و اگر نه آن حضرت برأى اصوب و أعلم بود آنكه با اصحاب گفت كه روانه شويد ايشان ميرفتند تا بعسفان رسيدند بشر بن سفيان از مكه ميآمد بنزد رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت يا رسول اللَّه قريش با تو بيك بار پلنگ پوش شدهاند يعنى بدشمني تو متفق الكلمه گشتهاند و كمر عداوت تو بر ميان بسته نخواهند گذاشت كه تو بمكه روى و اينك خالد بن وليد كه با جمعى بسيار طليعه لشكر ايشانست بكراع الغميم نزول كرده است رسول فرمود كه ايشان را بر من قوت تسلط بودى مراد ايشان حاصل گشتى بخدا سوگند اگر با من در طريقه تنزل سلوك ننمايند با ايشان مقاتله كنم و بتأييد الهى و توفيق پادشاهى همه را مقهور و مغلوب سازم پس فرمود كيست از شما كه ما را براهى برد كه رهگذر ايشانست مردى اسلمى گفت من براهى دشوار شما را بايشان رسانم رسول فرمود كه
سيروا
أصحاب روانه شدند چون مواضع دشوار را طى كردند و بزمين هموار رسيدند رسول فرمود كه بگوئيد
نستغفر اللَّه و نتوب اليه
همه اصحاب باين كلمه مترنم گشتند حضرت فرمود كه اين حطهايست كه بر بنى اسرائيل عرض كردند و ايشان قبول