تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨١ - سوره فصلت(٤١) آيات ٢٠ تا ٢٩
١٧- وَ أَمَّا ثَمُودُ و اما قبيله ثمود كه قوم صالح بودند فَهَدَيْناهُمْ پس دلالت كرديم ايشان را براه راست بوسيله حجج و ارسال رسل و ازاحت علل بر وجهى كه ايشان را هيچ عذرى از آن نماند، يا نموديم بايشان طريق ضلالت و رشاد كقوله تعالى وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى پس برگزيدند نابينايى را يعنى جهالت و ضلالت كفر و طغيان عَلَى الْهُدى بر راه راست ايمان فَأَخَذَتْهُمْ پس فرا گرفت ايشان را صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ قارعه عذاب و داهيه عقاب خوار كننده اضافه صاعقه بعذاب و وصف ان بهون بجهت مبالغه است و مراد بآن صيحه جبرئيل است كه بيك لحظه همه بآن هلاك شدند بِما كانُوا يَكْسِبُونَ بسبب آنچه بودند كه كسب ميكردند از تكذيب صالح عليه السّلام و عقر ناقه.
١٨- وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا و برهانيديم از آن صاعقه آنان را كه گرويده بودند بصالح عليه السّلام وَ كانُوا يَتَّقُونَ و بودند كه پرهيز ميكردند از شرك، اين آيه صريح است بر بطلان قول مجبره كه مجوس اين امتاند زيرا كه حق سبحانه فرمود كه آنچه تعلق بمن دارد از اقدار و تمكن و ازاحت علت و نصب ادله و ساير الطاف بايشان دادم و با وجود اين كفر را بر ايمان اختيار كردند و اگر ايمان از فعل خدا بودى ايشان را در اختيار كفر اقتدارى نبودى، و بعد از ذكر عقوبت دنيويه امم مكذبه احوال اخرويه مطلق كفره بيان ميكند و ميگويد:
١٩- وَ يَوْمَ يُحْشَرُ و ياد كن اى محمّد آن روز را كه حشر كرده شوند أَعْداءُ اللَّهِ دشمنان خدا از خلق اولين و آخرين إِلَى النَّارِ بسوى آتش دوزخ فَهُمْ يُوزَعُونَ پس ايشان بازداشته شوند، يعنى پيشينيان را نگه دارند تا پسينيان بايشان رسند آن گاه ايشان را من حيث المجموع روانه كنند:
٢٠-
حَتَّى إِذا ما جاءُوها تا وقتى كه بيايند بآتش لفظ ما زايده است از براى تاكيد معنى يعنى البته در وقتى كه بيايند بآتش دوزخ شَهِدَ عَلَيْهِمْ گواهى دهد بر ايشان سمعهم گوشهاى ايشان بآنچه شنيده باشند از دعوت حق و از آن اعراض نموده وَ أَبْصارُهُمْ و ديدهاى ايشان بآنچه ديده باشند از آيات داله بر وحدانيت و ايمان بآن نياورده وَ جُلُودُهُمْ و پوستهاى ايشان يعنى جوارح ايشان بآنچه مباشر آن شده باشند از اعمال قبيحه، و در روايت آمده كه اول عضوى كه تكلم كند ران چپ و دست راست بود. و سدى و جمعى از مفسران گفتهاند كه مراد بجلود فروج ايشان است كه بر ايشان گواهى دهند بِما كانُوا يَعْمَلُونَ به آنچه بودند كه عمل ميكردند در دنيا؛ و در شهادت جوارح سه قولست يكى آنكه خداى تعالى دهان و كام و زبان بر ايشان ايجاد فرمايد و بعد از آن ايشان را ملجأ سازد باعتراف نمودن و گواهى دادن بر صاحب خود، دوم