تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٦ - سوره غافر(٤٠) آيات ٨٠ تا ٨٥
اهل بطلان يعنى معاندانى كه بعد از ديدن معجزه كه دلالت بر نبوت ميكند ديگر اقتراح معجزه ميكنند و مع هذا در صدد ابطالاند در آن روز از جنت محروم باشند و معذب بانواع عقوبت، پس بجهت الزام حجت بر اهل انكار تعداد نعمت خود ميكند و ميگويد:
٧٩- اللَّهُ خداى بحق و معبود مطلق الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعامَ آن كسى است كه بيافريد براى منفعت شما جنس چهارپايان را از شتر و گاو و گوسفند و اسب و استر و غير آن لِتَرْكَبُوا مِنْها تا سوار مىشويد بعضى از آن را چون اسب و استر وَ مِنْها تَأْكُلُونَ و برخى ديگر را از آن ميخوريد چون گوسفند و برخى ديگر قابليت هر دو را دارند چون شتر و گاو:
٨٠-
وَ لَكُمْ فِيها و مر شما راست در چهارپايان مَنافِعُ منفعت بسيار چون شير و پشم و موى و جز آن وَ لِتَبْلُغُوا عَلَيْها و آفريد ايشان را تا برسيد بجهت سفر كردن بر آن يعنى بر برخى از آن حاجَةً فِي صُدُورِكُمْ بحاجتى كه در سينههاى شما است از تجارت نمودن در بلاد متقاربه و متباعده و زيارت كردن و حج گذاردن و ساير امور دينيه و دنيويه وَ عَلَيْها و بر چهارپايان يعنى شتران كه كشتى بيابانند وَ عَلَى الْفُلْكِ و بر كشتيهاى دريا تُحْمَلُونَ برداشته مىشويد يعنى چون كه خداى تعالى عالم بود باحتياج عباد بمسافرت بر و بحر پس مركبى از براى بر و مركبى بجهت بحر تعيين فرمود و پيش بعضى مراد از انعام شترانند زيرا كه آنها در اكثر عادات جامع صفت ركوب و اكل و حملند بخلاف حيوان ديگر و بدانكه لاماتى كه [١] در آيه واقع شده است از براى غرض است پس مراد حق سبحانه در خلق اينها انتفاع بندگان باشد و چون او مريد فعل قبيح نيست پس مراد او از انتفاع بر وجه قربت و طاعت است و اباحت نه بر طريق حرمت، و اختيار عَلَى بر فِي در عَلَى الْفُلْكِ با آنكه در جاى ديگر فرمود كه قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ بجهت مزاوجت است و يا بجهت تنبيه بر صحت معنى مراد بهر دو اعتبار، و تغيير نظم در اكل بسبب آنست كه اكل در مظان ضرورتست بخلاف ركوب و يا بجهت آنكه مقصود از اكل تعيش و تلذذ است و غرض از ركوبگاهست كه بجهت اغراض دينيه واجبه يا مندوبه است و يا بجهت فرق ميان عين و منفعت و بعد از تعداد اين نعم توبيخ كفار مينمايد به اينكه:
٨١- وَ يُرِيكُمْ و مينمايد خداى شما را آياتِهِ نشانهاى خود كه دلالت ميكند
[١] مراد از لامات، لام لِتَرْكَبُوا و لام وَ لَكُمْ فِيها مَنافِعُ و لام وَ لِتَبْلُغُوا است و باصطلاح نحويون لام اول و سيم از براى تعليل و لام دوم از براى انتفاعست و متكلمين لام تعليل را لام غرض نامند و چون خداى تعالى كامل و غنى بالذاتست گويند: مراد ما از غرض، غايت فعل پروردگار است كه موجب تكميل و انتفاع مخلوق خواهد شد ولى حكماء بر آنند كه غرض، آن غايتيست كه فاعل بسبب آن كامل و منتفع گردد از اينرو گويند افعال خداوند معلل باغراض نيست.