تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٧ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٥٠ تا ٥٩
او بلكه بمحض تفضل و مشيت وَ يَقْدِرُ و تنگ ميكند روزى را بر هر كه ميخواهد نه بجهت مذلت و خوارى بلكه بر وجه حكمت و مصلحت إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در بسط و قبض ارزاق لَآياتٍ هر آينه نشانها است بر كمال قدرت و ارادت او لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ براى گروهى كه گرويدهاند بوحدت او سبحانه و اعتقاد دارند بآنكه او است منعم حقيقى نه غير او، آوردهاند كه جماعتى از مشركان كه قتل و زناى بسيار از ايشان صادر شده بود و انواع ملاهى و مناهى بظهور آمده بحضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله گفتند كه از ما مآثم عظيمه و خطاياى كبيره بفعل آمده و تو دعوى ميكنى كه هر كه شرك آرد و خون ناحق ريزد خدا او را نيامرزد پس ما اسلام نمىآوريم مگر بشرط آنكه خدا نامه سياه ما را بآب مغفرت مغسول سازد و جميع گناهان ما را بعد از اسلام بيامرزد اين آيه آمد كه:
٥٤- قُلْ بگو اى محمّد كه خداى تعالى ميفرمايد يا عِبادِيَ اى بندگان من الَّذِينَ أَسْرَفُوا آنان كه اسراف كردهاند بارتكاب ذنوب كبيره و خطاياى كثيره عَلى أَنْفُسِهِمْ بر نفسهاى خود يعنى افراط نمودهاند و از حد گذرانيدهاند معاصى را لا تَقْنَطُوا نوميد مشويد مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ از بخشش خداى إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى تعالى يَغْفِرُ الذُّنُوبَ بيامرزد گناهان را جَمِيعاً همه آن صغيره و كبيره اگر چه از حد متجاوز باشد بغير از شرك كه آمرزيده نميشود كقوله تعالى إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ و شبههاى نيست در آنكه مشرك اگر بعد از اسلام بميرد نيز در تحت اين آيه داخل است بدليل اجماع و حديث مشهور
الاسلام يجب ما قبله
پس بجهت مبالغه غفران ميفرمايد كه إِنَّهُ بدرستى كه خداى تعالى هُوَ الْغَفُورُ او است آمرزنده گناهان الرَّحِيمُ مهربان بر بندگان و بعضى گفتهاند كه اين آيه درباره وحشى كه قاتل حمزه است نازل شده در حينى كه خوف عدم قبول توبه مانع اسلام او ميشد چون اين آيه نازل گشت اسلام آورد بعد از آن اصحاب از حضرت رسالت مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم پرسيدند كه اين آيه مخصوص است بوحشى يا همه اهل اسلام در اين شريكند فرمود آيه عام است و شامل جميع مسلمانان و اينقول صحيح نيست زيرا كه اين آيه در مكه نازل شد و وحشى بعد از آنكه چندين سال از نزول اين آيه برآمده بود مسلمان شد ليكن محتمل است كه اين آيه در وقتى كه بگوش او رسيده باشد اسلام آورده باشد اما در عموميت آن شبههاى نيست، و در بعضى روايت ديگر واقع شده كه اين آيه در شأن عباس بن ابى ربيعه و وليد و جمعى از نفر ايشان نازل شده وقتى كه بعد از اسلام بجهت تعذيب كفار مر ايشان را مرتد شدند و باز قصد اسلام كردند اما بجهت خوف عدم قبول توبه اهمال مىنمودند و بعد از نزول اين آيه اسلام آوردند و از بلده شرك طريق مهاجرت اختيار كردند و اين نيز نافى عموم آن نيست چه خصوص مورد نفى عموم آيه نميكند چنان كه در كتب اصول مقرر گشته؛ و