تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٤ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
است بمردان هم چنان كه كه تقصير متعين است بر خنثى و زنان پس حلق حرام باشد بر اين هر دو و حينئذ اگر بجاى تقصير حلق كنند از ايشان مجزى نخواهد بود، و نيز مجزى نيست در حلق تراشيدن بعضى از سر بلكه واجبست تراشيدن جميع آن اما در تقصير مسمى كافى است چنانچه احاديث صحيحه دالست بر آن، و بر اصلع و أقرع واجب است امرار تيغ برأس و اين حلق و تقصير واجب است كه در منى باشد پس اگر پيش از حلق يا تقصير از آنجا بيرون آيد واجب است بر او كه مراجعت نمايد و در آنجا احدهما را بفعل آرد و اگر عود متعذر باشد در همين موضع كه ايستاده حلق كند و مر او را سنت است موى را بمنى فرستد تا در آنجا دفن كنند و باقى مسايل در اين باب در كتب فقه مذكور است فليطالع ثمّة.
آوردهاند كه چون رسول در ذيقعده سال ششم از هجرت از دخول مسجد الحرام مصدود شد و صلح نمود از حديبيه مراجعت فرمود و در سال هفتم از هجرت در همان ماه كه مصدود شده بود با اصحاب عمره گرفته بمكه آمد و سه روز در آنجا مكث فرمود، از زهرى منقول است كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در مكه جعفر بن ابو طالب را بخطبه ميمونه عامريه دختر حارث عامرى فرستاد ميمونه گفت كه اختيار من عباس بن عبد المطلب دارد و در آن وقت خواهر او ام الفضل بنت حارث زوجه او بود جعفر نزد عباس آمد و صورت حال با وى تقرير كرد عباس قبول اينمعنى نموده ميمونه را بحباله آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم درآورده، و هم از زهرى مرويست كه چون رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بمكه آمد باصحاب امر نمود تا مناكب خود را منكشف ساخته بطواف مشغول شوند تا مشركان جلادت و جسامت ايشان را بهبينند پس اهل مكه از رجال و نساء و صبيان در آن طواف ملاحظه حال رسول و اصحاب ميكردند و عبد اللَّه بن رواحه پيش رسول شمشير حمايل كرده بود و اين رجز ميخواند:
|
خلّوا بني الكفّار عن سبيله |
قد أنزل الرّحمن في تنزيله |
|