تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٣ - سوره الدخان(٤٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
و قوم او بجهت دلالت بر مماثله قريش با ايشان در اصرار انكار و توغل در ضلالت و استكبار از اينجهت باز سر رشته كلام را بذكر عناد و انكار قريش كشيده ميفرمايد كه:
٣٤- إِنَّ هؤُلاءِ بدرستى كه گروه قريش از فرط جهالت و نكارت لَيَقُولُونَ هر آينه مىگويند در جواب مؤمنانى كه بايشان ميگفتند كه كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ.
٣٥- إِنْ هِيَ نيست عاقبت و خاتمت كار ما إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى مگر مرگ نخستينى ما در دنيا يعنى بعد از آن حياتى ديگر نخواهد بود وَ ما نَحْنُ و نيستيم ما بِمُنْشَرِينَ زنده شدگان و برانگيختگان بعد از مرگ و اگر بعث و نشرى خواهد بود چنانچه شما دعوى ميكنيد.
٣٦- فَأْتُوا بِآبائِنا پس بياريد پدران ما را و اعاده ايشان نمائيد يعنى از خداى درخواهيد تا آنها را زنده گرداند إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان در آنكه خداى قادر است بر اعاده اموات و اعاده ايشان، و گويند كه قائل اين قول ابو جهل پر جهل بود كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را گفت كه اگر در اين قول صادقى جد من و خود را كه قصى بن كلابست زنده ساز چه او مردى صادق بود تا از احوال بعث و نشور از او استفسار نمائيم و اين قول ابو جهل از سر جهل بود زيرا كه اعاده از براى جزا است نه از براى تكليف در جزا پس گوئيا ابو جهل چنين سؤال كرده كه اگر تو صادقى در اعاده موتى از براى جزاء اعاده ايشان كن از براى تكليف و اين دالست بر كمال حماقت و جهالت ابو جهل و اين بديهيست كه هر چه جايز بود وقوع آن از خداى تعالى در وقت خاص كه يوم الجزاست اگر در غير آن وقت واقع نشود كسى را بر او تحكم نرسد و سؤال وقوع آن نمودن در غير آن وقت عين سفاهت باشد و چون حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بر وفق دعوى بعث و غير آن معجزات ظاهره و دلايل قاطعه مينمود و ايشان از جهت عناد و اصرار كفر در آن نظر نكرده اين سؤالات بيمعنى ميكردند از اينجهت حق سبحانه ديگر باره بتهديد ايشان درآمده ميفرمايد كه:
٣٧- أَ هُمْ خَيْرٌ آيا قوم قريش در قوت و شدت و بسطت و شوكت بهترند أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ يا قوم تبع حميرى كه لشكرى بودند با عدّت و ابّهت در غايت كثرت و حشمت.
وَ الَّذِينَ و آنان كه نيز بودند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از قوم تبع چون قوم نوح و عاد و ثمود و غير آن و ايشان با وجود مزيت حشمت و ابهت بر قريش أَهْلَكْناهُمْ هلاك كرديم ايشان را إِنَّهُمْ كانُوا بدرستى كه بودند ايشان مُجْرِمِينَ اسراف كنندگان در كفر و طغيان و عناد و عصيان و از حد بيرون رفتگان در انكار بعث و نشور در آن جهان، و چون ايشان را بسبب اصرار كفر و شرك و انكار بعث مستأصل ساختيم و بعذاب اليم گرفتار گردانيديم پس قريش كه بمراتب از ايشان