تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٤
هُمُ الصَّادِقُونَ ايشانند راستگويان در ادعاى ايمان نه اعراب مذكوره كه بجهت خوف از شمشير يا طمع صدقه دعوى ايمان كردند، ايراد ثُمَ كه موضوع است از براى تراخى و ذكر عدم ارتياب بعد از ايمان بآنكه مقارن ايمانست كه آن عبارت است از ثقه و طمأنينه نفس كه حقيقت آن تيقن و انتفاء ريبست بجهت آنست كه هر كه ايمان آورد بسا هست كه شيطان يا بعضى از اهل ضلال بعد از حصول يقين تشكيك او مينمايند و آنچه مسلم يقين او باشد در قلب او القاء ميكنند، يا آنكه اينشخص بجهت عدم نظر سديد در ادله ايمان شك بر او عارض ميشود و بعد از آن بر حالت ارتياب مستمر ميشود و در ازاله آن طلب مخرجى نميكند پس حقتعالى به اين كلمه ميمنت انجام اعلام عباد مينمايد كه مؤمنان حقيقى آنهايند كه از اين موبقات عظيمه بعيد باشند تا بتشكيك شياطين و اهل ضلال متشكك نشوند و از اين قبيل است ثُمَّ اسْتَقامُوا كه در موضع ديگر واقع شده پس از اينجا معلوم شد كه اشتراط عدم ارتياب در اعتبار ايمان منحصر نيست در حال ايمان آوردن بلكه در ازمنه متراخيه متطاوله نيز لازم است تا حين عروض موت، و ميتواند بود كه افراد عدم ارتياب بذكر و عدم اكتفاء بايمان كه مستلزم آنست بجهت تنبيه باشد بر آنكه زوال ريب عمده است در باب ايمان، و بدانكه محتمل است كه الْمُؤْمِنُونَ مبتدا باشد و الَّذِينَ آمَنُوا صفت آن و أُولئِكَ خبر آن و حينئذ معنى چنين باشد كه مؤمنانى كه ايمان بخدا و رسول دارند و شك و ريب را در دل خود راه ندادهاند و با نفس و اموال با كفار مجاهده كردهاند در راه خدا ايشانند راستگويان در دعوى ايمان نه غير ايشان، و ممكن است كه جهاد مخصوص بعد و محارب نباشد بلكه با شيطان و هواى نفس نيز باشد چه مجاهده با نفس و شيطان عبارتست از عدم مطاوعت او با اسلحه حجج بينات و دلايل واضحات باعانت طاعات و صرف اموال واجبه و مندوبه و ساير صدقات، و ببايد دانست كه جهاد با كفار شرط ايمان نيست پس ذكر آن در بيان ايمان بجهت تماميّت دلالت آنست بر ايمان صاحب خود چه آن متضمن مشاق عظيمه است كه آن فداى نفس و ذرارى و اموالست و كسى كه متصف برسوخ ايمان نباشد مرتكب چنين امرى نميشود، و مىتواند بود كه مراد از ايمان كمال ايمان باشد چه حصول آن منوط است بتكاليف شاقه و ميثاق عظيمه، آوردهاند كه چون اين آيه نازل شد اعراب سوگند خوردند كه در اين قول دل ما موافق زبانست و سريره موافق علانيه، يعنى مؤمن صادق العقيدهايم، حق سبحانه بجهت رد قول ايشان و توبيخ ايشان آيه فرستاد كه:
١٦- قُلْ بگو اى محمّد جماعت اعراب را كه دعوى غير واقع ميكنند أَ تُعَلِّمُونَ اللَّهَ آيا مىآموزيد يعنى خبر مىدهيد خداى را بِدِينِكُمْ بكيش خود و ميپنداريد كه خدا نميداند سراير شما را وَ اللَّهُ يَعْلَمُ و حال آنكه خداى مىداند ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمانها است