تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٣ - سوره غافر(٤٠) آيات ٧٠ تا ٧٩
و چون كفار با كثرت دلايل واضحه و حجج بينه در مقام جدال و عناد بودند از اين جهت بعد از ايراد بينات در صدد تهديد ايشان درآمده بر سبيل تعجب مىفرمايد كه:
٦٩- أَ لَمْ تَرَ آيا نمىبينى إِلَى الَّذِينَ بسوى آنان كه يُجادِلُونَ جدال و نزاع ميكنند فِي آياتِ اللَّهِ در آيتهاى خدا كه حجج فرآنيه و ساير معجزات دنيويه است أَنَّى يُصْرَفُونَ چگونه و بچه نوع برگردانيده مىشوند از تصديق نمودن بآن با وجود وفور دلايل و آيات.
٧٠-
الَّذِينَ كَذَّبُوا مجادلان آنانند كه تكذيب كردند و نگرويدند بِالْكِتابِ بقرآن وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ و بآنچه فرستادهايم بآن چيز أَرْسَلْنا پيغمبران خود را از كتب آسمانى، و ميتواند بود كه مراد از كتاب جنس كتب آسمانى باشد و بما ارسلنا وحى و احكام شرايع يعنى ايشان بكتابها و احكام شرعيه تصديق نكردند فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ پس زود باشد كه بدانند عاقبت تكذيب و خاتمه ناگرويدگان را.
٧١- إِذِ الْأَغْلالُ وقتى كه غلهاى آتشين فِي أَعْناقِهِمْ در گردنهاى ايشان باشد ايراد كلام بصورت جمله اسميه كه دالست بر ثبوت اغلال در زمان حال و ماضى و استقبال بجهت تيقن آن است چه امور مستقبله متيقنه در قوه ماضى و حال است كقوله وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ عطف است بر اغلال و جمله فعليه در موضع حال و يا مبتدا است و جمله فعليه خبر او و على كلا التقدير عايد محذوف است كه آن لفظ بها است، يعنى زنجيرها در گردن كفار باشد در حالتى كه كشيده شوند بآن ٧٢- فِي الْحَمِيمِ در آب جوشان يعنى با زنجيرها كشيده مىشوند در آبى بغايت گرم وهب بن منبه از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كند كه حق سبحانه در دوزخ ابرى سياه بيافريند و ايشان را گويد كه شما را چه آرزو است ايشان گويند آرزوى آب سرد داريم حق سبحانه ابر را امر فرمايد كه بجاى باران غلها و سلسلها بر سر ايشان ببارد و بندها بر سر بندهاى ايشان آيد و غلها بر بالاى غلها پس بند بر بند و غل بر غل شوند آن گاه از آن ابر آتش ببارد و دوزخ گرمتر شود ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ بعد از آن در آتش دوزخ سوخته شوند.
٧٣- ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ بعد از آن گفته شود، يعنى ملائكه از روى توبيخ بايشان گويند أَيْنَ ما كُنْتُمْ كجااند آنان كه بوديد شما كه تُشْرِكُونَ كه انباز ميگرفتيد ايشان را و ميپرستيديد ٧٤- مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى و از ايشان توقع نفع و ضرر داشتيد و دعوى ميكرديد كه هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ؟ قالُوا گويند دوزخيان كه آن شريكان ضَلُّوا عنّا گمشدند از ما و نمييابيم ايشان را، و اينحكايت قبل از آن باشد كه بمعبودان خود رسند يا آنكه مراد آن باشد