تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٣ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٧٠ تا ٧٩
ابو امامه شنيدم كه گفت مردى باشد كه در بهشت بمرغ پران نكرد گويد كاشكى كه مرغ بريان بودى فى الحال بريان شود و نزد وى حاضر گردد تا از آن تناول كند و چون شرابش آرزو شود ابريقى در دست او آيد با چندان شراب كه آن را انقطاع نباشد، و بدانكه حق سبحانه جميع نعمت جنت را باين دو كلمه اخبار فرمود چه رياض جنان يا حظ جنان است و يا لذت عيون پس اگر جميع خلائق مجتمع شوند در وصف آنچه در جنان است از انواع نعيم و اصناف تكريم و در اين باب آنچه ممن باشد ايشان را كلام بسرحد اطناب كشد از اين دو كلمه متجاوز نخواهد بود، كلمه اول اگر چه مستلزم خلود نعمت نيز هست اما چون كه دوام نعمت و عدم خوف زوال آن از تماميت لذتيست كه ما فوق آن متصور نيست از اينجهت اكتفاء بآن نكرده تصريح به ذكر آن نمود و فرمود كه وَ أَنْتُمْ فِيها و شما در بهشت خالِدُونَ جاويد باشندگانيد كه هرگز در آنجا گرد زوال بدامن خلود شما ننشيند، و قوله:
٧٢- وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوها ميتواند بود كه اسم اشارت در او مبتداء باشد و الْجَنَّةُ خبر آن و اسم موصول با صله آن صفت، يا جنت صفت اسم اشاره باشد و موصول و صله خبر آن يعنى آن بهشت موعود بهشتى است كه امروز ميراث داده شديد آن را يا اين بهشت آنست كه ميراث دادند بشما، و احتمال دارد كه موصول صفت جنت باشد و خبر آن قوله بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ و حينئذ جار و مجرور متعلق خواهد بود بحصل يا حاصل، يعنى اين بهشتى كه بطريق توارث بشما عطا كردهاند حاصل گشته و وارث شده بشما بسبب آنچه بوديد در دنيا كه عمل مى- كرديد از انواع طاعات و خيرات و مبرات، و ايثار ايراث بر اعطاء بجهت تشبيه جنت است در بقاى آن بر اهل استحقاق بميراثى كه بوارث مستحق باقى ماند.
٧٣- لَكُمْ فِيها مر شما راست در بهشت فاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ ميوههاى بسيار مِنْها تَأْكُلُونَ كه بعضى از آن ميخوريد نه همه آن بجهت كثرت اصناف و دوام انواع آن و فايده وجود آنچه زايد است بر اكل تزين اشجار است بثمار و لهذا در آنجا هيچ شجره از ثمره عارى نيست، و در حديث واقع شده كه مؤمنين ميوهاى از درخت بهشت نچيند مگر دو مثل آن فى الحال از همانجا روئيده شود، پس بيان احوال كفار ميكند و ميگويد كه:
چيز ديگرى را ولى بين لذائذ بهشتى مزاحمت و ممانعتى نخواهد بود بلكه ميتوان در حال واحد از تمام مأكولات و مشروبات و حور و غلمان و امثال ذلك بهرهمند گرديده و لذت يافت و نيز در دنيا چون شخص گرسنه بطعام لذيذى برسد در ابتداء با كمال ضرورت ميل و اشتهاء تناول ميكند ولى چون كاملا سير گرديد آن اشتهاء منتفى و نسبت بدان غذا بىميل ميشود لكن بهشتيان نسبت بنعماء بهشتى اين چنين نيستند و هيچگاه كلال و ملال و بىميلى براى آنان رخ نميدهد.