تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٥ - سوره فصلت(٤١) آيات ٤٠ تا ٤٩
پس از براى نفس او است يعنى منفعت و ثواب آن راجع است باو نه بغير او وَ مَنْ أَساءَ و هر كه عمل بد كند از فسق و معصيت فَعَلَيْها پس بر او است يعنى وبال و عقاب آن ملحق است باو وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ و نيست پروردگار تو ستم كننده لِلْعَبِيدِ مر بندگان را كه فراخور عمل خود مكافات نكند و ثواب طاعت كسى را بغير دهد و بجهت معصيت شخص غيرى را عقوبت فرمايد، و بدانكه بِظَلَّامٍ در اينمقام از براى مبالغه نفى است نه منفى كه مستلزم بقاى اصل ظلم است، و در طبرسى آورده كه ايثار آن بر ظلم اشعار است بر آنكه صدور ظلم قليل از كسى كه غنى مطلق باشد و عالم بقبح آن در نهايت عظمت است چه جاى صدور ظلم عظيم از او، و ديگر تنبيه است بر آنكه مؤاخذه كسى بگناه غيرى و اثابت شخصى بطاعت ديگرى ظلمى عظيم است، آوردهاند كه كفار قريش بحضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم گفتند كه اگر تو پيغمبرى و در وعيدى كه ما را مىنمايى از عذاب اخروى صادقى بگو كه قيامت كى خواهد بود آيه آمد كه:
الجزء الخامس و العشرون من الاجزاء الثلاثين ٤٧- إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ بسوى خدا بازگردانيده مىشود دانستن قيامت نه بغير او پس جز از وى هيچكس عالم نيست بآنكه قيامت در چه زمان قايم شود وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ و بيرون نيايد هيچ ميوه و حفص ثَمَراتٍ خوانده بصيغه جمع يعنى هيچكدام از انواع ميوه بيرون نيايد و مىتواند بود كه ما موصوله باشد معطوف بر السَّاعَةِ و مِنْ بيانيه نه زايده، يعنى بسوى خدا راجع است دانستن آنچه بيرون آيد از جنس ميوهها مِنْ أَكْمامِها از غلافهاى خود وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى و بار نگيرد هيچ ماده از انسان و غيره از انواع حيوانات وَ لا تَضَعُ و ننهند بار خود را در هيچ وقت إِلَّا بِعِلْمِهِ مگر در وقتى كه مقرونست بدانش خداى يعنى هم چنان كه علم قيامت خاصه او است علم ثمار و نتايج نيز مخصوص است باو از حيثيت كيفيت اجزاء و كبر و صغر و طعوم و روايح و الوان و غير آن و از كيفيت انتقال اطفال در ارحام و ذكور و اناث و تماميت و ناقصيت و حسن و قبح و عدد ايام حمل و ساعت وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ و روزى كه بخواند خداى مشركان را و از روى توبيخ و تقريع از ايشان سؤال كند كه أَيْنَ شُرَكائِي كجايند انبازان من كه بزعم و قول خود آنها را شريكان من مىپنداشتند و مىگفتند قالُوا مشركان آذَنَّاكَ اعلام كرديم ترا در جواب أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ كه ما مِنَّا نيست از ما مِنْ شَهِيدٍ هيچ گواهى دهندهاى بر شركت ايشان زيرا كه ما امروز از ايشان تبرى كردهايم و از روى يقين اعتراف نمودهايم به يگانگى تو، يا آنكه نيست از ما هيچكس كه مشاهده كند شركاء