تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٣
باشد يا نه پس هر مؤمنى محكوم باشد باسلام اما هر مسلمى محكوم نباشد بايمان و حينئذ اگر شخصى مقر كلمتين باشد با عدم تصديق بآن در ظاهر شرع محكوم باشد باسلام و از دم و مال مصون و محقون و جميع تكاليف اهل اسلام بر او جارى باشد و ليكن ثوابى بر اعمال او مترتب نخواهد شد، و مراد از قوله تعالى إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ اسلاميست كه مقارن تصديق بود و از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم معنى ايمان و اسلام پرسيدند فرمود
الاسلام علانية
پس اشاره بسينه مبارك خود كرد و گفت
الايمان فى القلب
و چون تفرع ثواب بر اعمال فرع ايمانست و بمجرد دعوى اسلام بدون تصديق بآن مثمر ثواب نيست چنان كه آنفا سمت ذكر يافت از اينجهت ببنى اسد خطاب ميكند كه وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ و اگر فرمان بريد خداى را وَ رَسُولَهُ و فرستاده او را ظاهرا و باطنا يعنى از نفاق توبه كنيد و بخلوص اعتقاد ايمان آريد و بمقتضيات آن عمل كنيد لا يَلِتْكُمْ كم نگرداند خداى مِنْ أَعْمالِكُمْ از ثواب كردارهاى شما شَيْئاً چيزى بلكه مزد كار را بتمام و كمال بشما رساند إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ بدرستى كه خداى آمرزنده است گناهان كسانى را كه مطيع وى باشند رَحِيمٌ مهربان بتوفيه مثوبات و اجور مطيعان، از سدى منقولست كه آيه مذكوره در شأن اعراب مزينه و جهينه و اسلم و اشجع و غفار آمد كه اظهار ايمان كردند تا از خون و مال ايمن شوند رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ايشان را بحديبيه ترغيب كرد ايشان از آن متقاعد شدند حق سبحانه فرمود كه اعراب دعوى ايمان ميكنند و فى الحقيقة ايمان ندارند، پس اى محمّد بگو بايشان كه شما دعوى اسلام كنيد نه ايمان چه در قلوب شما ايمان داخل نشده و اگر فى الحقيقة ايمان ميداشتيد از حرب اعداء دين متقاعد نميشديد و مؤيد اينست اينكه در تحقيق ايمان ميفرمايد كه:
١٥- إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ جز اين نيست كه گرويدگان از روى حقيقت الَّذِينَ آمَنُوا آنانند كه ايمان آوردند بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ به خدا و رسول او و بخلوص جنان تصديق بايشان نمودند ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا پس شك نكردند بدل بعد از اقرار بزبان وَ جاهَدُوا و جهاد كردند بِأَمْوالِهِمْ بمالهاى خود يعنى بر اهل غزا انفاق كردند يا براى ايشان و خود اسلحه حرب گرفتند وَ أَنْفُسِهِمْ و مجاهده نمودند بنفسهاى خود يعنى مرتكب قتال اهل حرب شدند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خداى و طلب رضاى او أُولئِكَ آن گروه مؤمنان مجاهد
رازى و جمعى از مفسرين نيز همين قول را اختيار نمودهاند ابو الفتوح (ره) در تفسير اين آيه چنين گفته:
و آيت، دليل است بر آنكه ايمان ديگر است و اسلام ديگر، هم در لغت و هم در شرع، چه ايمان تصديق به دل باشد و اسلام اقرار و استسلام باشد و خداى تعالى فرق ميان هر دو كرد باثبات اسلام و نفى ايمان و اگر هر دو يكى بودى كلام متناقض بودى انتهى موضع الحاجة و پوشيده نماند كه جز همين سه مذهب اخير هيچ يك از مذاهب و اقوال ديگر در ميان شيعه اماميه ديده نشده و اقوال آنان در اين باره از اين سه نوع خارج نيست و بنا بر هر سه مذهب ميان ايمان و كفر واسطهاى هست و آن اسلام است و جاى تعجب است كه دانشمند معاصر نيز ايمان را همان تصديق قلبى دانسته مع ذلك بر خلاف مدلول آيه شريفه موافقت از عامه نموده و واسطه را انكار كرده و گويد انسان يا كافر است يا مؤمن و قسم سومى ندارد فتم.