تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٦ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٥٠ تا ٥٩
است كه ميگويد بلكه هِيَ فِتْنَةٌ اين نعمت امتحان و آزمايش است او را تا ظاهر گردد كه او شاكر است يا كافر، يا آنكه مراد از فتنه عذاب باشد، يعنى نيست آن نعمت مگر عقوبت بجهت سلب آن از منعم حقيقى، و تأنيث ضمير در اين مقام باعتبار لفظ باشد و يا باعتبار تأنيث خبر چه هر گاه كه خبر مؤنث باشد جايز است تأنيث مبتدا زيرا كه آن در معنى مبتدا است و ميتواند بود كه ضمير هِيَ راجع بمقاله مذكوره باشد و معنى بر اينوجه كه مقاله ايشان سبب عقوبت ايشان است، و گويند كه مراد از انسان جنس انسانست و مؤيد اينست منطوق قوله عز و جل وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ و ليكن بسيارى از ايشان لا يَعْلَمُونَ نميدانند و تميز نمينمايند بلوا را از نعماء و يا آنكه نميدانند كه همه صنوف نعمت از جانب حضرت عزت است و اگر چه حصول آن باسباب عبد است يا علم ندارند بآنكه آن مقاله علت تامه عقوبت است.
٥١-
قَدْ قالَهَا بدرستى كه گفتهاند مقاله را يعنى كلمه إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ آنان كه پيش از اينان بودند مثل قارون و قوم او چه قارون بكلمه إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي قايل شد و قوم او تصديق نمودند و بآن راضى شدند فَما أَغْنى عَنْهُمْ پس بازنداشت از ايشان عذاب را ما كانُوا يَكْسِبُونَ آنچه بودند كه كسب ميكردند و جمع مينمودند از امتعه و اموال بلكه موجب و بال و سبب نكال ايشان شد.
٥٢- فَأَصابَهُمْ پس رسيد ايشان را سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا جزاى بديها كه كسب كردند، و ميتواند بود كه سيئات بمعنى عقوبات باشد و تسميه آن باين بر سبيل مزاوجت باشد چنان كه آنفا سمت ذكر يافت يعنى رسيد بايشان عقوبات آنچه مياندوختند از اعمال سيئه و افعال قبيحه وَ الَّذِينَ ظَلَمُوا و آنان كه ستم كردند و طريق كفر و ناسپاسى پوييدند مِنْ هؤُلاءِ از اين گروه مشركان كه معاصر تواند سَيُصِيبُهُمْ زود باشد كه برسد بايشان سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا عقوبات بديها كه كردهاند هم چنان كه بامم سابقه رسيد وَ ما هُمْ بِمُعْجِزِينَ و نيستند ايشان عاجز كنندگان ما از تعذيب به اين وجه كه تعذيب را از ما فوت سازند يا از آن بگريزند و از تحت قدرت ما بدرروند، مرويست كه حق سبحانه بعد از نزول اين آيه هفت سال ايشان را بشدت قحط و غلا مبتلا ساخت و صناديد ايشان را در روز بدر بقتل رسانيد و بعد از آن هفت سال ديگر خصب و رفاهيت را بايشان كرامت نمود تا عارف شوند بآنكه قبض و بسط روزى بيد قدرت او است و غالبيت و قاهريت مخصوص باو است و لهذا بعد از اين ميفرمايد كه:
٥٣- أَ وَ لَمْ يَعْلَمُوا آيا ندانستند أَنَّ اللَّهَ آنكه خداى تعالى يَبْسُطُ الرِّزْقَ گشاده ميگرداند روزى را لِمَنْ يَشاءُ براى هر كه ميخواهد نه بجهت رفعت قدر و استحقاق