تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣ - سوره ص(٣٨) آيات ١ تا ٩
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (ص) از امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه منقولست كه (ص) اسمى است از اسماء الهى كه مقسم باو سبحانه است و بعضى گفتهاند كه ص و ساير حروف مقطعه بجهت تسكيت كفار است كه هر وقت كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز و غير آن قرآن بجهر خواندى ايشان از روى عناد صفير زدندى و دست بر دست كوفتندى تا آن حضرت در غلط افتد حق سبحانه اينحروف را فرستاد تا ايشان بعد از استماع آن در آن تفكر و تأمل نموده از اين عمل باز ايستند چنان كه در اول سورة البقرة سمت ذكر رفت، و گويند اشارتست بهر اسمى از اسماى حسنى كه در اول او صاد باشد چون صانع و صابر و صمد و صادق، يا اشارتست بصدق محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، و بعضى ديگر گويند اسم حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم است، يا ايماء است بصورت محمّديه، و ابن عباس گفته كه اسم دريائيست كه عرش الهى بر بالاى آنست كه وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ و آنچه از امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه (ص) نام دريايى است در بالاى آسمان تأييد اين قول ميكند، سعيد بن جبير گفت كه دريائيست كه خداى تعالى بدان مردگان را زنده گرداند ميان دو نفخه و اهل اشارت گفتهاند كه صاد فعل ماضى است و تقدير كلام اينكه صاد محمّد قلوب العارفين بالقرآن صيد كرد حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم دل عارفان را بقرآن، و گفتهاند كه صاد بكسر دال است و آن امر است از مصادات كه بمعنى معارضه است و در اين تقدير كه صاد القرآن بعملك يعنى معارضه كن قرآن را با عمل خود پس عمل كن باوامر آن و بازايست از نواهى آن، و پيش بعضى اشارت است بصفاى دل محبان و عارفان، و نزد جماعتى ديگر قسم است بصاد صمديت او در ازل و بصاد صبوريت او تا به ابد و بصاد صانعيت او ما بين الازل و الابد، و گويند اين اسم سوره است و منصوب المحل و در اين تقدير است كه اقرء صاد يعنى بخوان اين سوره را، يا خبر مبتداء محذوفست اى هو صاد يعنى اين سورهايست كه جمله فصحا را عاجز ساخته از اتيان مثل آن و بنا بر آنكه مقسم به است معنى آن باشد كه سوگند ميخورم بحقيت صاد.
١- وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ و بقرآنى كه خداوند شرفست و شهرت و حينئذ واو وَ الْقُرْآنِ حرف عطف باشد و اگر مقسم به نگيرند پس واو حرف قسم خواهد بود، يعنى بحق قرآنى كه صاحب شرافت و عزت است يا مشتمل بر ذكر احكام حلال و حرام و بيان امر و نهى حضرت ملك علام يا منطوى بود بر ذكر ادله كه چون ناظر در او تأمل نمايد بحق عارف شود يا محتوى بر ذكر او سبحانه و توحيد او و اسماى حسنى و صفات علا و يا ذكر قصص پيغمبران و اخبار امم ايشان و ذكر بعث و نشور و يا آنچه محتاج اليه مكلف است از امور دنيويه و اخرويه و مؤيد اينست قوله تعالى ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ